روستای توریستی رویین

توریستی،گردشگری

روستای توریستی رویین

توریستی،گردشگری


متاسفانه هر روز شاهد مرگ یک زبان در گوشه ای از دنیا هستیم و باید گفت در این کره خاکی گویشها و زبانهای محلی در زندان زبانهای رسمی درحال مرگ تدریجی هستند زبان در خطر انقراض، به زبانی گفته می‌شود که در خطر خروج از سطح کاربری قرار داشته باشد، که معمولاً به دلیل تعداد اندگ گویش‌وران است. اگر دیگر کسی به آن زبان سخن نگوید، آن‌گاه آن زبان را مرده، خاموش یا منقرض می‌نامیم .از آنجا که زبان روئینی به نظر می رسد طی سالهای نه جندان دور به این دسته بپیوندد در این پست تصمیم گرفتم تا گلچینی از لغات و کلمات روئینی را قرار دهم تا برای آیندگان به یادگار باقی بماند … شما هم اگر از این زبان سر رشته ای دارید ما را در این کار یاری نمائید …

صرف افعال :

صرف فعل گفتن : مِگام ، مِگی ، مِگَ ،مِگِم ،مِگِ ،مِگِن

صرف فعل رفتن : مِرام ،مِرِی ،مِرَ،مِرِم ،مِرِ ، مِرِن

صرف فعل انداختن : مِندَزام ، مِندَزی ، مِندَزَ ، مِندَزِم ،مِندَزِ ، مِندَزِن

صرف فعل زدن : مِزنام ، مِزنی ،مِزنَ ، مِزنِم ،مِزنِ ، مِزنِن

ادامه دارد …

کلمات نادر زبان فارسی روئینی (تاتی) :

زنبور : دِندو (برای تلفظ صحیح مصوت آخر این کلمه و کلمات مشابه باید صدایی بین “او” و “ای” تلفظ کنید برای راحت تر شدن و مشخص بودن این مصوت در نگارش زبان روئینی به جای آن حرکت هرجا استفاده شده بود حرف “و” را در گیومه قرار داده ام مثلا  دِند”و”

گلابی : اَنبِرِو      پروانه : پِرپِری   ریسمان : روشمَ     بگیر : مَ        آرنج : زینگیچَ

راه پله : رَزینَ   بنشین : بینچی   کتابمان : کِتُبمَخ   دفترتان : دِفتَرتاخ    خانه شان : خَنَشاخ

پاشو : وَخِ   داس : بَش”و”لَ    چیکار میکنید : چِکَمِنِ   بود : بی     بخرد : بِخرَ   کفش: کاوش

نمی خواهد : نِمَیَ    میکنم : مِینام   دیروز : دینِک   دیشب : دِشنِک   پریشب : پِرِنِک

پرواز کردن : پِرّیان   پرید : پِرّی   خرید : خِری  خیلی : خِیلَ    هنوز : هَنی   نیفتاده : نوفتییَ

باز : وُ   بسته : دِبِستَ  آنجا : اونچَ  داشته باشد : دیشتَبَشَ   نمی شود : نِمرَ  می شود : مِرَ

نمی رود : نِمرَ  می رود : مِرَ   نشود : نِرَ  نرود : نِرَ   چادرشب : چَرشاو   چوب : چِو  آب : اُو

جوب : جِو  خندید : خِندی   چیست: چینَ   دیگر:دَ    روسری:چَرقَت  کشتی : ک”و”شن”و”

سوار:سِوُر  قاطی : قَتّی   افتاد: اوفتی   صبا : سِبُ   پگاه : پِگَ   پسفردا : پَسِّبَ  سحری : اِزوسِری

جمع کردن : قوم کِردان  قاچ:قُش   گشاد :کیشُد    اظهارتنبلی : قَچّیلَمَ   مردم : مِردوم

بابابزرگ :اَجَ   مار بزرگ : اَنِی   روغن : ریقان  قهوه ای : قَبِگی    آب دوغ خیار : د”و”قرَمَ

کمه جوش : قِریتُو   درآوردن:بِدَکِردان   زد : زَ   وقت:وَخت   فشار : خِشُر  خیلی پرکردن : دِتوپَّندان

میخوری : موخری  نکند : نِینَ  بخوابم : بِخوسبام  بده: بِتِ   نده : مَتِ  دختر: دوختَر  کوچک: خوردی

بالش : بَلیشت  اینها را : اینُر  اینجا را : اینجَر  بردارد : وَردَرَ  برمیدارم : وِمِردَرام  دارم : دَرام

باشم : بَشام

ادامه دارد …

تلفظ برخی لغات فارسی به زبان روئینی :

چطور : ایشتُو   گوسفند : گیسفاند    دفتر : دِفتَر   دیوار : دیوُر    سنگ : سانگ   بگذار : بِنه یا بوگذَر

سبز : ساوز  دستمال : دِسمُل   سفید : سِفِد    کاسه : کَسَ    باغچه : بَغچَ    مادر : مُر  برادر : بِرُر

رنگ : رانگ  گیلاس : گیلُرس   آلبالو : اَلبَلی   زرد آلو : زِردَلی   هلو : شِفتَلی  هوله : حاولَ

 میکند : مِنَ      ریحان : رَیحان  بیل : بِل    انگشتر: اِنگ”و”شتَر   پرده : پِردَ    درمیان : دیمیان

بخاری : بِخَری   حوض : حاوض   لب : لاو   دماغ : دِموغ

ادامه دارد …

زبان در خطر انقراض، به زبانی گفته می‌شود که در خطر خروج از سطح کاربری قرار داشته باشد، که معمولاً به دلیل تعداد اندگ گویش‌وران است. اگر دیگر کسی به آن زبان سخن نگوید، آن‌گاه آن زبان را مرده، خاموش یا منقرض می‌نامیم. اگر راهی برای شناخت «در خطر انقراض بودن» یک زبان وجود نداشته باشد، لازم است به سه مورد زیر دقت کنید:

1-    تعداد گویش‌ورانی که در حال حاضر زنده‌اند.
2-    میانگین سنی گویش‌وران بومی یا کسانی که سلیس و روان به آن زبان تکلم می‌کنند.
3-    درصد نسل جوانی که به دنبال یادگیری زبان مورد نظر هستند.

برخی از زبان‌ها همچون برخی زبان‌های رایج در اندونزی، ده‌ها هزار گویش‌ور دارند اما در خطر‌انقراض‌اند چون کودکان دیگر آن زبان را نمی‌آموزند و گویش‌وران در حال استفاده از زبان ملی اندونزی به جای زبان‌های محلی هستند. در مقابل، گاه زبانی تنها با 100 گویش‌ور زنده خوانده می‌شود، البته اگر زبان اصلی یک جامعه و زبان اول (یا تنها زبان) کودکان آن جامعه باشد.

برخی زبان‌شناسان (از جمله مایکل کراوس و استفان ورم) این‌چنین استدلال می‌کنند که حداقل 3000 مورد از 6-7 هزار زبان موجود در دنیا پیش از سال 2100 از بین خواهند رفت. در این استدلال دو دیدگاه موجود است. اولین دیدگاه معتقد است که موضوع از میان رفتن زبان مشکلی اساسی است و به هر قیمتی باید از مرگ زبان‌ها جلوگیری کرد. در زیر برخی دلایل این تفکر را می‌خوانید:

•    تعداد زیادی از زبان‌ها نمایان‌گر جایگاه وسیع و بی‌نشانی هستند که زبان‌شناسان، دانشمندان شناخت‌گرا و فیلسوفان تمامی قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنی آن‌ها را ترسیم کنند؛

•    زبان‌ها مظهر دانش محلی بی‌نظیری از فرهنگ و نظام‌های طبیعی در مناطقی هستند که افرادی به آن‌ها سخن می‌گویند و چنین گوناگونی برای رشد علمی و فنی آن ضروری است چرا که تقابل عقاید یکی از سازندگان اصلی اختراع انسانی است؛ و

•    زبان‌ها به عنوان شواهدی برای درک تاریخ بشری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اما در سوی دیگر، عقیده بر آن است که از میان رفتن یک زبان مشکل به شمار نمی‌رود و در حقیقت باید از آن استقبال کرد. زبان‌های کمی هستند که ارتباط خوب و کاملی را در میان تعداد زیادی از گویش‌وران فراهم می‌کنند. هزینه‌های اقتصادی حفظ و نگهداری هزاران زبانِ از هم گسیخته و قیم‌های‌شان سر به فلک می‌کشد. به عنوان مثال، یک شرکت از قِبَل طراحی و بازاریابی یک محصول به یک زبان و با یک دسته از دستور استفاده، از صرف مبالغ زیادی جلوگیری می‌کند.

دیدگاه افراطی در این میان، هموار ساختن راه برای تنها یک زبان است که تنها با جلوگیری از هزینۀ تبادلات به زبان‌ها مختلف موجب بازدهی بزرگ اقتصادی خواهد شد. هنوز مشخص نیست که آیا چنین فرهنگ تک‌زبانی پایدار خواهد ماند یا نه، چرا که معلوم نیست تغییرات در فن‌آوری چگونه و تا چه حدی موجب تأثیرگذاری بر نیروهایی شود که اساساً موجب گسترش فراوان تعداد زیاد زبان‌ها از حوزۀ نظری زبان اصلی جهان شدند (به ‌طور نمونه اگر تفاوت زبان‌شناختی نیازمند جداسازی باشد، ارتباط سهل‌الوصول جهانی علیه این روند فعالیت خواهد کرد).

برخی معتقدند داشتن یک زبان متحد مطلوب نیست واین‌گونه  استدلال می‌کنند که چنین فرهنگی نیز به نوعی متوقف خواهد شد و نخواهد توانست سایر اشکال گوناگونی فکری و تغییری که چنین گسترشی در برخواهد داشت را ایجاد کند. برخی دیگر بر این عقیده‌اند که گرچه این نظریه در نوع خود جالب است اما خطرناک نیز هست چرا که تنها زبان‌ها زمانی می‌میرند که مردم بمیرند.  (به علاوه، ترکیباتی از این دیدگاه‌ها نیز موجودند. به عنوان مثال، احتمال این‌که فن‌آوری‌های موجود پیشرفته در زمینۀ ترجمه به دنیایی بینجامند که هیچ‌‌کس به زبان فرد دیگر سخن نگوید ولی همگان زبان‌ یکدیگر را بفهمند.)

مردمان جوامعی که زبان‌های‌شان در خطر انقراض قرار دارد، در این مسائل نظراتی دارند که صاحب‌نظران در هر دو سو را شگفت‌زده می‌کند. از سوی دیگر، جوامع می‌توانند فعالانه در راه گسترش زبان اقلیت خود بکوشند، زیرا تصور می‌شود کودکانی که به زبان آنان تحصیل می‌کنند در مقایسه با کودکان تحصیل‌کرده به زبانِ دارای برتری ملی یا تجاری، وضع اقتصادی یا اجتماعی مناسبی ندارند. این دقیقاً همان شرایطی است که در چین یا اندونزی به چشم می‌خورد. هر یک از این دو کشور یک زبان میانجی ملی و زبان‌های اقلیتی بسیاری دارند. از سوی دیگر، گاه مردمانِ جوامعِ زبانیِ بسیار کوچک، برای زبان خود به عنوان ابزار ارتباطی -در مقایسه با سایر زبان‌های موجود- احترام فراوانی قائل‌اند.

احیای زبان‌های در خطر انقراض

زمانی که مشخص شد زبانی در حال انقراض است، برای نجات یا ایجاد ثبات در آن زبان دو کار می‌توان کرد. اولین کار ثبت و دوم احیای مجدد آن است. ثبت زبان به روندی گفته می‌شود که در آن دستور زبان، واژگان و سنت‌های شفاهی (داستان‌، ترانه، متون دینی) گردآوری می‌شوند. احیای زبان نیز روندی است که در آن زبان از روش‌های سیاسی، محیطی و آموزشی، گویش‌وران فعال خود را گسترش می‌دهد که این فرآیند احیای زبان یا وارونگی تغییر زبانی خوانده می‌شود.

حال، با توجه به متن بالا سؤالی مطرح می‌کنم؛ آیا زبان روئینی در خطر انقراض قرار دارد؟ چرا؟

نوشته از:حمید رابعی


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۰۲
رضا عباسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی