روستای توریستی رویین

توریستی،گردشگری

روستای توریستی رویین

توریستی،گردشگری

۱۳ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است


این روزها در هر محفلی عشق حسین(ع) جاریست. حسین(ع) به ما درس آزادگی و جوان مردی داد،او به ما آموخت که حتی با دشمن خود هم باید با انصاف و عادلانه برخورد کنیم،زیرا در صورت تکرار شقاوت آنان با آن ها هیچ فرقی نداریم.

دیشب (شب عاشورا) مانند هر شب عزای حسین غوغایی به پا کرده بود،واقعا این حسین (ع) کیست که دنیایی را مجنون خود نموده است. این شب ها همه از هر رنگ و لباسی در مجلس عزاداری حسین (ع) حضور دارند.

دیشب (شب عاشورا)  مسجد و حسینیه الغدیر رویینیهای مقیم اسفراین پذیرای مهمانانی ارجمند چون جناب آقای پرویزی استاندار محترم خراسان شمالی وجناب آقای عابدی فرماندار شهرستان اسفراین (که هر دو پرورده و فرزند روستای دارالمومنین رویین می باشند) و همچنین نماینده ی محبوب شهرستان جناب آقای قوامی و هیئت همراه و همچنین امام جمعه ی فقید شهرستان گرمه حجت الاسلام یونسعلی گرمابی (که قبلا امام جمعه ی شهرستان اسفراین بود و خود را با خاطراتی خوش در قلب مردم شهرستان سکنی داده بود) بود.معنویت خاصی حاکم بود.حاج آقای گرمابی از فضائل حسین (ع) و کراماتش سخن می گفت.ایشان فرمودند:از عظمت حسین همین بس که در این محفل کسبه،کارگر،فرماندار و استاندار و نماینده همه روی یک فرش  کنار هم نشسته و با هم به عزاداری می پردازند.در ادامه ایشان رمز سعادت جوانان را دوری از انحراف و استعانت از حسین (ع) تنها چراغ هدایت و کشتی نجات و پناه بردن به دامن اهل بیت دانستند.امیدواریم در این شب ها امام حسین (ع) دست همه ی مردم این سرزمین را بگیرد و بیماران را شفا و جوانان را در مسیر درست قرار داده وبا برداشته شدن مشکلات از سر راه جوانان  شرایط را برای سر و سامان گرفتنشان برای زندگی آینده فراهم نماید،همان طور که به برکت این عزاداری ها آسمان پس از یک قهر طولانی سخاوت خود را هم به زمینیان نشان داد و باران رحمت بر سر مسلمانان فرود آمد.

انشاالله به برکت همین مجالس و دعاها ریشه ی کفر و عناد کنده و مکر و کید و خصومت معاندان و مغرضان و دشمنان اسلام ( اگر که قابل هدایت نیستند) و نظام اسلامی برای همیشه نیست و نابود گردد و با ظهور یگانه منجی عالم بشریت،شاهد برپایی حکومت واحد عدل الهی در روی زمین باشیم.

با سپاس به سبب صبوری و حوصله ای که به خرج دادید...

مدیریت وبلاگ روستای توریستی رویین

مهندس رضا عباسی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۳ ، ۰۸:۳۸
رضا عباسی


باز این چه شورش است که در خلق عالم است      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین         بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو                               کار جهان و خلق جهان جمله درهماست

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب                                        کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست                               این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست                             سرهای قدسیان همه بر زانویغم است

محرم امسال هم شاهد آن هستیم که پرشورتر از هرسال مردم برای مولایشان حسین عزاداری می کنند و اشک ماتم می ریزند.واقعا من به معنی واقعی این جمله که "محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است" درک کردم.بدون شک حسین(ع) نوری از معرفت و ایمان و انسانیت در دل انسان های بیدار در سرتاسر جهان برپاکرد که تا قیام قیامت خاموش نشدنی است و معانی حقیقی درس های والایی چون آزادگی را برای تاریخ به نمایش گذاشت.با این مقدمه و با توجه به دانش اندک خویش جایز نمی دانم بیش از این سخن را به درازا بکشم.

محرم امسال هم مردم متدین روستای توریستی رویین به روال گذشته اقدام به برگذاری دسته و مجالس عذاداری نمودند که از جمله آن می توان به 5 جایگاه و هیئت در سطح روستا و 1 جایگاه در شهرستان اسفراین ویژه ی رویینیان مقیم این شهر و 1 جایگاه در بجنورد و 5 جایگاه در مشهد مقدس نام برد.

مسجد و حسینیه ی الغدیر رویینیان مقیم اسفراین که حدود 3 سال از افتتاح آن می گذرد در این میان از جایگاه ویژه ای برخوردار است.البته لازم به تذکر نیست که این هیئت از سال 77 کار خود را شروع و هر سال در خانه یکی از اعضا(مانند آقایان مکرمی و فصیحی)مراسم خود را برگذار می کردند و پس از یافتن مکان مناسب با هزینه ای بالغ بر 12 ملیارد ریال توسط مردم متدین رویین در عرض یک سال ساخته شده است و در سطح شهر چون نگینی برتر می درخشد.

این مسجد با داشتن بیشترین مساحت و بهترین موقعیت جغرافیایی در تمام طول سال مراسم خود از جمله نماز جماعت در همه ی ایام سال در سه نوبت صبح،ظهر و عصر،دعای ندبه،کمیل،توسل و زیارت عاشورا و جلسه ی هفتگی قرآن و سایر مناسبت های ملی مذهبی به روی مردم عزیز شهرستان باز است.

این شب ها هم با داشتن بهترین مراسم عذاداری و سخنرانی حجت الاسلام گرمابی(پسر حجت الاسلام یونسعلی گرمابی امام جمعه ی فقید سابق شهرمان و امام جمعه ی کنونی شهرستان گرمه) دارای بهترین مراسم معنوی می باشد که علاوه بر پذیرا بودن 1200 رویینی مقیم اسفراین پذیرای سایر مردم شهرستان می باشد که به طور معمول آمار جمعیت هر شب از 1500 تا هم فراتر می رود که این نظم و ظرافت کار و برخورد نمونه خود مایه ی سرافرازی و افتخار مردم این خطه می باشد.

مدیریت وبلاگ روستای توریستی رویین ضمن تسلیت این ایام از تمامی دست اندر کاران و واقفان و قاریان و مدیحه سرایان تا آشپز ها وسایر مردم نهایت تشکر و قدر دانی را دارد چرا که بدون همت آنان هیچ گاه برگذاری مراسم با این شکوه و عظمت امکان پذیر نیست.امیدوارم صاحب مجلس حقیقی آقا امام حسین (ع) هم از ما راضی باشد و اسم ما را در زمره ی عزادارانش نوشته و در روز محشر شفیع همگی ما باشد.

با تشکر

مدیریت وبلاگ روستای توریستی رویین

مهندس رضا عباسی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۳ ، ۰۸:۳۸
رضا عباسی


حدود 16 ماه پیش بود که در لینک زیر به بررسی مشکلات روستا و ارائه ی راهکارهایی برای حل آن ها البته از دید خودم پرداختم.http://roiennews.blogfa.com/post/86
بدون شک بعد از طرح سنگ فرش بازار روستا ،گاز رسانی به داخل روستا و سایر طرح های مشابه نوبت به طرح هایی از جمله مکان مناسب جهت استراحت و تفریح گردشگران و ساخت امام زاده و همچنین افزایش عرضی راه ها بود که نیازمند همت مسئولان و همکاری مردم بود،که البته طرح بسیار خوب پیش رفت که جای قدر دانی از زحمات آنان را دارد،همچنین اگر همکاری مردم نبود،شاید طرح تا اینجا پیشرفت نمی کرد.اما چیزی که شاهد آنیم اندکی بی انگیزگی مسئولان در اواسط اجرای طرح را نشان می دهد.مردم روستا که خواستار آبادانی روستا بودند عقب نشینی منازل مسکونی را پذیرفته و با مسئولین زیربط نهایت همکاری را نمودند.هم اکنون هم مردم روستا بیشتر از قبل خواستار اجرای کامل این طرح و آبادانی محل زندگیشان هستند.مردم منطقه ی منتهی به سرچشمه مدت هاست که از گرد و خاک ناشی از عبور و مرور خودروها رنج می برند که امیدواریم با همت مسئولان زیربط هر چه سریعتر پروژه ی تخریب، و بازسازی مناطق مسکونی جهت عقب نشینی انجام پذیرت تا پس از آن با آسفالت شدن مسیر از مشکلات مربوطه کاسته شود.امیدوارم دفعه ی بعد که در این مورد پست می گذارم بتوانم در کنار پست عکسی زیبا از نمای جدید این مناطق را برایتان به نمایش بگذارم.

 

البته وضعیت جاده در ورودی روستا و منطقه جنت النعیم در فصول سرد سال از شرایط خوبی برخوردار نبود و تردد در این مناطق را دشوار و خطرناک می ساخت که به همت مسئولان این مشکل تا حدودی حل گشته است و امیدوارم با همت دست توانای مسئولان این مرز بوم در این طرح و سایر طرح های مشابه شاهد پیشرفت های چشم گیری جهت رفاه حال روستاییان عزیز باشیم.

در زمینه ی ارتباطات هم قدم های مثبتی چون وصل شبکه های دیجیتال و اینترنت پر سرعت در سال های اخیر برداشته شده که امیدواریم با جدیت بیشتر تداوم یابد. در این برهه ی زمانی همان طور مه میدانید،ارزش "وقت" برکسی پوشیده نیست.اگرچه بعضی وقت امور اداری و افراد شهری را مهمتر قلمداد می کنند،اما وقت روستاییان هم از ارزش مخصوص به خود برخوردار است و اگر قضاوت را به من بسپارند،برای وقت روستاییان عزیز ارزشی مضاعف قائل می شوم.به نظر من  خیلی جالب نیست آن روستایی که ساعت ۲ بامداد برای آبیاری باغات جهت تولید میوه های مرغوب خواب را بر چشمان خود حرام می کند،یا همیشه نیم ساعت بعد از اذان صبح جهت چیدن علوفه،پرورش دام و سایر امور مشابه از خواب خود میزند،یک روز خود را در شهر در صف بانک یا سایر اداره جات تلف نماید.از این جاست که توسعه ارتباطات و امور مشابه در روستا جایگاه خود را نشان می دهند و روستاییان عزیز و زحمت کش را اندکی بیشتر به ماندن در روستا ها ترغیب می کنند.

در پایان ضمن تشکر دوباره از تمامی دست اندر کاران و مردم شریف روستا،از شما خواننده ی عزیز تقاضا دارم پیشنهادات و انتقادات خود را در مورد این وبلاگ و همچنین روستای رویین با ما درمیان بگذارید.

ممنون از صبر و حوصله ای که به خرج دادید..

مدیریت وبلاگ روستای توریستی رویین

مهندس رضا عباسی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۳ ، ۰۸:۳۷
رضا عباسی


متاسفانه هر روز شاهد مرگ یک زبان در گوشه ای از دنیا هستیم و باید گفت در این کره خاکی گویشها و زبانهای محلی در زندان زبانهای رسمی درحال مرگ تدریجی هستند زبان در خطر انقراض، به زبانی گفته می‌شود که در خطر خروج از سطح کاربری قرار داشته باشد، که معمولاً به دلیل تعداد اندگ گویش‌وران است. اگر دیگر کسی به آن زبان سخن نگوید، آن‌گاه آن زبان را مرده، خاموش یا منقرض می‌نامیم .از آنجا که زبان روئینی به نظر می رسد طی سالهای نه جندان دور به این دسته بپیوندد در این پست تصمیم گرفتم تا گلچینی از لغات و کلمات روئینی را قرار دهم تا برای آیندگان به یادگار باقی بماند … شما هم اگر از این زبان سر رشته ای دارید ما را در این کار یاری نمائید …

صرف افعال :

صرف فعل گفتن : مِگام ، مِگی ، مِگَ ،مِگِم ،مِگِ ،مِگِن

صرف فعل رفتن : مِرام ،مِرِی ،مِرَ،مِرِم ،مِرِ ، مِرِن

صرف فعل انداختن : مِندَزام ، مِندَزی ، مِندَزَ ، مِندَزِم ،مِندَزِ ، مِندَزِن

صرف فعل زدن : مِزنام ، مِزنی ،مِزنَ ، مِزنِم ،مِزنِ ، مِزنِن

ادامه دارد …

کلمات نادر زبان فارسی روئینی (تاتی) :

زنبور : دِندو (برای تلفظ صحیح مصوت آخر این کلمه و کلمات مشابه باید صدایی بین “او” و “ای” تلفظ کنید برای راحت تر شدن و مشخص بودن این مصوت در نگارش زبان روئینی به جای آن حرکت هرجا استفاده شده بود حرف “و” را در گیومه قرار داده ام مثلا  دِند”و”

گلابی : اَنبِرِو      پروانه : پِرپِری   ریسمان : روشمَ     بگیر : مَ        آرنج : زینگیچَ

راه پله : رَزینَ   بنشین : بینچی   کتابمان : کِتُبمَخ   دفترتان : دِفتَرتاخ    خانه شان : خَنَشاخ

پاشو : وَخِ   داس : بَش”و”لَ    چیکار میکنید : چِکَمِنِ   بود : بی     بخرد : بِخرَ   کفش: کاوش

نمی خواهد : نِمَیَ    میکنم : مِینام   دیروز : دینِک   دیشب : دِشنِک   پریشب : پِرِنِک

پرواز کردن : پِرّیان   پرید : پِرّی   خرید : خِری  خیلی : خِیلَ    هنوز : هَنی   نیفتاده : نوفتییَ

باز : وُ   بسته : دِبِستَ  آنجا : اونچَ  داشته باشد : دیشتَبَشَ   نمی شود : نِمرَ  می شود : مِرَ

نمی رود : نِمرَ  می رود : مِرَ   نشود : نِرَ  نرود : نِرَ   چادرشب : چَرشاو   چوب : چِو  آب : اُو

جوب : جِو  خندید : خِندی   چیست: چینَ   دیگر:دَ    روسری:چَرقَت  کشتی : ک”و”شن”و”

سوار:سِوُر  قاطی : قَتّی   افتاد: اوفتی   صبا : سِبُ   پگاه : پِگَ   پسفردا : پَسِّبَ  سحری : اِزوسِری

جمع کردن : قوم کِردان  قاچ:قُش   گشاد :کیشُد    اظهارتنبلی : قَچّیلَمَ   مردم : مِردوم

بابابزرگ :اَجَ   مار بزرگ : اَنِی   روغن : ریقان  قهوه ای : قَبِگی    آب دوغ خیار : د”و”قرَمَ

کمه جوش : قِریتُو   درآوردن:بِدَکِردان   زد : زَ   وقت:وَخت   فشار : خِشُر  خیلی پرکردن : دِتوپَّندان

میخوری : موخری  نکند : نِینَ  بخوابم : بِخوسبام  بده: بِتِ   نده : مَتِ  دختر: دوختَر  کوچک: خوردی

بالش : بَلیشت  اینها را : اینُر  اینجا را : اینجَر  بردارد : وَردَرَ  برمیدارم : وِمِردَرام  دارم : دَرام

باشم : بَشام

ادامه دارد …

تلفظ برخی لغات فارسی به زبان روئینی :

چطور : ایشتُو   گوسفند : گیسفاند    دفتر : دِفتَر   دیوار : دیوُر    سنگ : سانگ   بگذار : بِنه یا بوگذَر

سبز : ساوز  دستمال : دِسمُل   سفید : سِفِد    کاسه : کَسَ    باغچه : بَغچَ    مادر : مُر  برادر : بِرُر

رنگ : رانگ  گیلاس : گیلُرس   آلبالو : اَلبَلی   زرد آلو : زِردَلی   هلو : شِفتَلی  هوله : حاولَ

 میکند : مِنَ      ریحان : رَیحان  بیل : بِل    انگشتر: اِنگ”و”شتَر   پرده : پِردَ    درمیان : دیمیان

بخاری : بِخَری   حوض : حاوض   لب : لاو   دماغ : دِموغ

ادامه دارد …

زبان در خطر انقراض، به زبانی گفته می‌شود که در خطر خروج از سطح کاربری قرار داشته باشد، که معمولاً به دلیل تعداد اندگ گویش‌وران است. اگر دیگر کسی به آن زبان سخن نگوید، آن‌گاه آن زبان را مرده، خاموش یا منقرض می‌نامیم. اگر راهی برای شناخت «در خطر انقراض بودن» یک زبان وجود نداشته باشد، لازم است به سه مورد زیر دقت کنید:

1-    تعداد گویش‌ورانی که در حال حاضر زنده‌اند.
2-    میانگین سنی گویش‌وران بومی یا کسانی که سلیس و روان به آن زبان تکلم می‌کنند.
3-    درصد نسل جوانی که به دنبال یادگیری زبان مورد نظر هستند.

برخی از زبان‌ها همچون برخی زبان‌های رایج در اندونزی، ده‌ها هزار گویش‌ور دارند اما در خطر‌انقراض‌اند چون کودکان دیگر آن زبان را نمی‌آموزند و گویش‌وران در حال استفاده از زبان ملی اندونزی به جای زبان‌های محلی هستند. در مقابل، گاه زبانی تنها با 100 گویش‌ور زنده خوانده می‌شود، البته اگر زبان اصلی یک جامعه و زبان اول (یا تنها زبان) کودکان آن جامعه باشد.

برخی زبان‌شناسان (از جمله مایکل کراوس و استفان ورم) این‌چنین استدلال می‌کنند که حداقل 3000 مورد از 6-7 هزار زبان موجود در دنیا پیش از سال 2100 از بین خواهند رفت. در این استدلال دو دیدگاه موجود است. اولین دیدگاه معتقد است که موضوع از میان رفتن زبان مشکلی اساسی است و به هر قیمتی باید از مرگ زبان‌ها جلوگیری کرد. در زیر برخی دلایل این تفکر را می‌خوانید:

•    تعداد زیادی از زبان‌ها نمایان‌گر جایگاه وسیع و بی‌نشانی هستند که زبان‌شناسان، دانشمندان شناخت‌گرا و فیلسوفان تمامی قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنی آن‌ها را ترسیم کنند؛

•    زبان‌ها مظهر دانش محلی بی‌نظیری از فرهنگ و نظام‌های طبیعی در مناطقی هستند که افرادی به آن‌ها سخن می‌گویند و چنین گوناگونی برای رشد علمی و فنی آن ضروری است چرا که تقابل عقاید یکی از سازندگان اصلی اختراع انسانی است؛ و

•    زبان‌ها به عنوان شواهدی برای درک تاریخ بشری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اما در سوی دیگر، عقیده بر آن است که از میان رفتن یک زبان مشکل به شمار نمی‌رود و در حقیقت باید از آن استقبال کرد. زبان‌های کمی هستند که ارتباط خوب و کاملی را در میان تعداد زیادی از گویش‌وران فراهم می‌کنند. هزینه‌های اقتصادی حفظ و نگهداری هزاران زبانِ از هم گسیخته و قیم‌های‌شان سر به فلک می‌کشد. به عنوان مثال، یک شرکت از قِبَل طراحی و بازاریابی یک محصول به یک زبان و با یک دسته از دستور استفاده، از صرف مبالغ زیادی جلوگیری می‌کند.

دیدگاه افراطی در این میان، هموار ساختن راه برای تنها یک زبان است که تنها با جلوگیری از هزینۀ تبادلات به زبان‌ها مختلف موجب بازدهی بزرگ اقتصادی خواهد شد. هنوز مشخص نیست که آیا چنین فرهنگ تک‌زبانی پایدار خواهد ماند یا نه، چرا که معلوم نیست تغییرات در فن‌آوری چگونه و تا چه حدی موجب تأثیرگذاری بر نیروهایی شود که اساساً موجب گسترش فراوان تعداد زیاد زبان‌ها از حوزۀ نظری زبان اصلی جهان شدند (به ‌طور نمونه اگر تفاوت زبان‌شناختی نیازمند جداسازی باشد، ارتباط سهل‌الوصول جهانی علیه این روند فعالیت خواهد کرد).

برخی معتقدند داشتن یک زبان متحد مطلوب نیست واین‌گونه  استدلال می‌کنند که چنین فرهنگی نیز به نوعی متوقف خواهد شد و نخواهد توانست سایر اشکال گوناگونی فکری و تغییری که چنین گسترشی در برخواهد داشت را ایجاد کند. برخی دیگر بر این عقیده‌اند که گرچه این نظریه در نوع خود جالب است اما خطرناک نیز هست چرا که تنها زبان‌ها زمانی می‌میرند که مردم بمیرند.  (به علاوه، ترکیباتی از این دیدگاه‌ها نیز موجودند. به عنوان مثال، احتمال این‌که فن‌آوری‌های موجود پیشرفته در زمینۀ ترجمه به دنیایی بینجامند که هیچ‌‌کس به زبان فرد دیگر سخن نگوید ولی همگان زبان‌ یکدیگر را بفهمند.)

مردمان جوامعی که زبان‌های‌شان در خطر انقراض قرار دارد، در این مسائل نظراتی دارند که صاحب‌نظران در هر دو سو را شگفت‌زده می‌کند. از سوی دیگر، جوامع می‌توانند فعالانه در راه گسترش زبان اقلیت خود بکوشند، زیرا تصور می‌شود کودکانی که به زبان آنان تحصیل می‌کنند در مقایسه با کودکان تحصیل‌کرده به زبانِ دارای برتری ملی یا تجاری، وضع اقتصادی یا اجتماعی مناسبی ندارند. این دقیقاً همان شرایطی است که در چین یا اندونزی به چشم می‌خورد. هر یک از این دو کشور یک زبان میانجی ملی و زبان‌های اقلیتی بسیاری دارند. از سوی دیگر، گاه مردمانِ جوامعِ زبانیِ بسیار کوچک، برای زبان خود به عنوان ابزار ارتباطی -در مقایسه با سایر زبان‌های موجود- احترام فراوانی قائل‌اند.

احیای زبان‌های در خطر انقراض

زمانی که مشخص شد زبانی در حال انقراض است، برای نجات یا ایجاد ثبات در آن زبان دو کار می‌توان کرد. اولین کار ثبت و دوم احیای مجدد آن است. ثبت زبان به روندی گفته می‌شود که در آن دستور زبان، واژگان و سنت‌های شفاهی (داستان‌، ترانه، متون دینی) گردآوری می‌شوند. احیای زبان نیز روندی است که در آن زبان از روش‌های سیاسی، محیطی و آموزشی، گویش‌وران فعال خود را گسترش می‌دهد که این فرآیند احیای زبان یا وارونگی تغییر زبانی خوانده می‌شود.

حال، با توجه به متن بالا سؤالی مطرح می‌کنم؛ آیا زبان روئینی در خطر انقراض قرار دارد؟ چرا؟

نوشته از:حمید رابعی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۵:۳۵
رضا عباسی


در این پست قصد دارم به معرفی سوغات و صنایع دستی روستای رویین بپردازم.کمک های شما بزرگواران می تواند من را در کامل کردن این پست یاری نماید.

صنایع دستی رویین

۱.چادر شب بافی رویین

۲.حوله و دستمال بافی رویین

۳.قالی بافی رویین

سوغات طبیعی رویین

۱.عسل رویین

۲.سیب سرخ رویین(رد)

۳.سیب لبنانی رویین

۴.سیب عباسی رویین

۵.سیب قندی(گورمکنی)رویین

۶.سیب تابستانی رویین

۷.سیب زمستانی رویین

۸.گردوی رویین

۹.آلو زرد رویین(آلو بخارا)

۱۰.گیلاس رویین

۱۱.زرد آلوی رویین

۱۲.گلابی رویین

۱۳.بادام رویین

۱۴.غلات دیمی رویین

۱۵.آلوی سیاه رویین(گاولی و ارغونه)

۱۶.لبنیات رویین

۱۷.حبوبات رویین 

به دلیل کسرت سوغات و هنر در این خطه از دیار گنجینه فرهنگ ها همه ی آن ها در یک پست قابل شرح نبود لذا در پست های بعدی این پست شرح و بست داده می شود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۵:۳۴
رضا عباسی


مطالعات منطقه ای

کلیات:

شهر اسفراین در حال حاضر از شهر های کوچک کشور به شمار می آید. دوری از راه های اصلی کشوری باعث شده شهر اسفراین به مثابه یک شهر فراموش شده و کم اهمیت تلقی گردد. البته همین امر می تواند نقطه ی قوتی برای اسفراین محسوب گردد؛ از این جهت که طبیعت دبکر و دست نخورده ی خود را همچنان حفظ نموده و فرهنگ و آداب و رسوم خود را از هجوم مسافران و مهاجران دور نگه دارد و به این ترتیب خود به یک قطب مهم از جهات مختلف کشاورزی، طبیعی و ... تبدیل گردد.

شرایط طبیعی شهر اسفراین و موقعیت آن پتانسیل بسیاری را برای سرمایه گذاری در جنبه های مختلف دارد.

مطالعات جمعیتی:

بر اساس سرشماری در سال 1385 ، جمعیت شهرستان اسفراین 119152 نفر بوده که از این تعداد 77/45 درصد در سطح مراکز شهری و 76/52 درصد در روستاها سکونت داشته و بقیه غیر ساکن بوده اند، از کل جمعیت این شهرستان 58213 نفر مرد و 60939 نفر زن بوده اند که به ترتیب 49/0 مردان و 51/0 را زنان تشکیل می دادند.

مطابق سرشماری سال 1385 جمعیت شهر اسفراین 51321 نفر می باشد. ملاحظه می گردد جمعیت شهر اسفراین نسبت به شهرهای ایران جمعیت کمی محسوب می گردد و از شهرهای متوسط به پایین کشور به لحاظ جمعیتی به شمار     می آید.

اکثریت جمعیت شهرستان اسفراین با روستاییان است و بنابراین بافت شهرستان را جمعیت غالب روستایی تشکیل        می دهد؛ این نسبت جمعیتی در شهرستان باعث ایجاد بافت جمعیت روستایی در شهر اسفراین گردیده است.شهر به شدت مهاجر پذیر بوده و رشد مهاجرت روستاییان به شهر رو به افزایش است؛ به این ترتیب جمعیت کل شهر نیز در حال افزایش می باشد. جوان بودن جمعیت نیز مانند بقیه ی نقاط کشور از خصوصیات جمعیتی شهر اسفراین می باشد.

بافت جمعیتی روستایی و جوان شهر اسفراین مطالبات خاص خود را دارند و فراهم کردن امکانات برای این اقشار مطالعات خاص خود را لازم دارد.

مطالعات اقلیمی:

در طبقه بندی اقلیمی، شهر اسفراین جزء گروه اقلیمی مناطق معتدل کوهستانی است که اصطلاحاً آب و هوای     مدیترانه ای نامیده می شود. از خصوصیات بارز این نوع آب و هوا وجود باران های بهاره و زمستان های نسبتاً سرد است که اسفراین دارای این خصایص می باشد.

این نوع آب و هوا برای کشاورزی بسیار مناسب بوده و معمولاً حاصلخیزترین اراضی در این مناطق یافت می شود. اسفراین نیز با دارا بودن اراضی مناسب برای کشاورزی ، منطقه ی کشاورزی می باشد.

 

 

 

 

خصوصیات اقلیمی:

در این بخش بدلیل مطالعات دقیقی که قبلاً انجام شده، تنها به ذکر نتایج اکتفا می گردد:

«نتیجه گیری از جداول بیوکلیماتیک انسانی»:

1)اسفراین شهری است با چهارفصل متمایز، بهار و پاییز معتدل(کمی سرد)، تابستان گرم و زمستان سرد.

2)در روزهای خنک فصول بهار و پاییز می توان با بهره گیری از انرژی تابشی خورشید به شرایط مطلوب رسید.

3)برای کم کردن اثر گرمای هوا در تابستان از درختان سایه دار و حوض های آب جهت تلطیف هوا استفاده کرد.

4)شدت سرما در زمستان به حدی است که استفاده از وسایل گرمازا ضروری به نظر می رسد.

نتیجه گیری از جدول بیوکلیماتیک ساختمانی:

1)باید مصالح به کاربرده شده در ساختمان متناسب با اقلیم و دارای ظرفیت حرارتی زیادی باشد.

2)برای رسیدن به شرایط مطلوب درروزهایی که هواگرم است می توان ازکوران هوادرداخل ساختمان استفاده کرد.

3-در تابستان های گرم باید از کولر آبی در ساختمان استفاده شود، تا شرایط مطلوب حاصل گردد.

4)برای رسیدن به شرایط مطلوب در زمستان باید حتماً از وسایل گرمازا استفاده کرد.

نتیجه گیری از جدول ماهونی:

1)شکل قرار گیری ساختمان باید شمالی – جنوبی باشد(محور طویل ساختمان در جهت شرقی – غربی باشد.)

2)طرح فضایی فشرده

3)جریان هوا در داخل ساختمان ضرورتی ندارد.

4)استفاده از بازشوهای متوسط(20 – 40%)

5)دیوارهای داخلی و خارجی ساختمان سنگین باشند.

6)بام های سنگین با زمان تأخیر بیش از 8 ساعت.

7)پیش بینی محلی برای استراحت در فضای آزاد.

8)زمان تأخیر دیوارها بیش از 8 ساعت باشد.

نتیجه گیری از وزش بادها:

1)بادهایی که از سمت غرب می وزند در تابستان گرم و در زمستان دارای سوز و سرما می باشند، بدین منظور باید جلوی تأثیر آنها را بر ساختمان گرفت.

2)بادهایی که از سمت شمال و شمال شرق می وزند بادهایی سرد می باشند که در تابستان از آنها برای خنک کردن فضاهای داخلی می توان استفاده کرد.

3)بادهایی که از سمت شرق می وزند چون از روی کوههای «شاه جهان» می گذرند در تابستان مطبوع بوده و باید از آنها استفاده کرد.

4)بادهایی که از سمت جنوب و جنوب غربی می آیند بادهایی هستند که ابر به همراه دارند و موجب بارندگی          می شوند.

 

 

روش های دستیابی به اهداف عموه طراحی اقلیمی:

در این بخش نیز به ذکر نتایج مطالعات قبلی اکتفا می شود:

«الف:کاهش اتلاف حرارتی ساختمان:

الف -1-پیش بینی ساختمان های دو طبقه.

الف – 2-پیش بینی پلات های به هم فشرده و متراکم.

الف – 3-پیش بینی فضاهای گرمازا در مرکز پلان.

الف – 4-نورگیری از جبهه ی جنوبی.

الف – 5-اجتناب از پیش بینی پنجره های بزرگ.

الف – 6-استفاده از شیشه های دو جداره.

ب:کاهش تأثیر باد در اتلاف حرارت ساختمان:

ب – 1-به حداقل رساندن تعداد درهای ورودی ساختمان و قرار دادن ورودی اصلی در قسمت پشت به باد.

ب – 2-محافظت کامل ورودی اصلی با استفاده از درخت، حصار، محوطه سازی و …

ب – 3-بالا بردن سطح ورودی اصلی نسبت به کف تمام شده ی زمین.

ب – 4-در جبهه ی مشرف به بادهای شدید زمستانی، استفاده از ساختمان های یک طبقه و کم ارتفاع.

ب – 5-استفاده از بادشکن های مختلف مثل درخت، دیوار، حصار و …

ب – 6-استفاده از فضاهایی چون پارکینگ یا انبار به عنوان بادشکن.

ب – 7-توجه به جهت وزش بادهای غالب زمستانی، در تعیین جهت استقرار ساختمان.

ج:بهره گیری از انرژی خورشیدی در گرمایش ساختمان:

ج – 1-گسترش پلان در جهت شرقی – غربی.

ج – 2-اختصاص فضاهای مشرف به جنوب به منطقه ی زندگی واستقرار فضاهای کم اهمیت در قسمت های دیگر.

ج – 3-استقرار ساختمان در جهت تابش حداکثر انرژی خورشیدی در مواقع سرما.

ج – 4-سازماندهی پلان به صورتی که امکان نفوذ آفتاب به فضاهای داخلی فراهم آید.

ج – 5- پیش بینی سایه بان های مناسب برای پنجره ها که در عین هدایت تابش آفتاب زمستانی به فضاهای داخلی، از تابش آفتاب تابستانی جلوگیری کند.

ج – 6-استفاده از خاصیت گلخانه ای.

ج – 7- پیش بینی مصالح ساختمانی با ظرفیت حرارتی زیاد.

د:محافظت ساختمان در برابر تابش:

د – 1-استفاده از درختان خزان دار.

د – 2-ایجاد بافتی فشرده.

د – 3-استفاده از ایوان یا بالکن برای ایجاد سایه ی کامل بر سطح خارجی پنجره ها.

د – 4-استفاده از سایه بان.

د – 5- پیش بینی فضای خارجی به منظور استفاده در مواقعی که هوا مناسب است.»

تحلیل و نتیجه گیری مطالعات اقلیمی:

شهر اسفراین در منطقه ی معتدل کوهستانی قرار دارد؛ آب و هوای آن برای کشاورزی مناسب می باشد و همین امر کشاورزی را در اسفراین رونق بخشیده است.

آب و هوای اسفراین در تابستان ها بسیار لطیف و در زمستان ها سرد می باشد. بادهای محلی اگرچه وجود دارد لیکن شدت و اهمیت زیادی ندارند. در کل آب و هوای اسفراین، آب و هوای خاصی به شمار نمی آید که نیاز به طراحی خاص اقلیمی وجود داشته باشد و مانند بقیه شهرهای ایران که در دامنه ی کوه قرار دارند، مسائل اقلیمی با یکسری ملاحظات کلی قابل حل می باشد.

مطالعات تاریخی

وجه تسمیه:

از مطالعات و بررسی منابع و متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که اسفراین همواره این نام را داشته است. اما در بعضی منابع از نظر املایی تغییراتی جزئی مشاهده می شود؛ به طور کلی اسفراین به شکل های زیر آورده شده است: اسفراین، اسفرائین، سبراین، اسپرآئین، اسبراین، سپهرآئین و زابراین.

در بعضی منابع اسفراین را مهرجان نیز خوانده اند. اعراب بخاطر زیبایی و طراوتی که اسفراین داشت و یادآور سرسبزی و خرمی یمن بود، آن را به نام کشور سبا، «بلقیس» نامیدند. اما این نام تنها به عنوان زینتی برای اسفراین بود، چنان که بتدریج به فراموشی سپرده شد.

ابوالقاسم بیهقی گوید: «اصل این اسم سپرآئین بوده مرکب از اسپر که به معنی مجن است و آیین که رسم و عادت است. گویا در قدیم اهلی آن غالباً با سپر گردش می کرده اند، لهذا به این موسوم گردید.»

اسفراین در گذر تاریخ

اسفراین قبل از اسلام:

ناحیه ی اسفراین مانند سایر بلاد خراسان جزو اولین مرکز جمعیتی است که اقوام آریایی پس از ورود به ایران در آن سکنی گزیدند. این ناحیه قسمتی از پارت عهد قدیم نیز بوده است. در زمان اشکانیان اسفراین از روستاهای مهم ابرشهر یا نیشلبور امروز بوده و اهمیت خاصی داشته است.

به دلیل در دست نبودن اسناد و نوشته های تاریخی، جغرافیایی و مالیاتی از آن زمان نمی توان وضعیت اسفراین دوران اشکانی را به درستی بازگفت. شاید بتوان گفت دوران شکوفایی خراسان و شهرهای اولیه ی مراکز پارتی – همچون اسفراین – در زمان حکومت اشکانیان بوده است و تا حاکمیت سلسله ی بعدی (ساسانیان) این شهرها از اهمیت خاصی برخوردار بوده و نسبت به آبادانی آنها توجه بیشتری می شده است. بنا به قولی انوشیروان پادشاه ساسانی زاده ی اسفراین بوده و توجه شایانی به این شهر می کرده است.

در نزدیکی اسفراین آثار سدی وجود دارد که احتمال می رود مربوط به دوره ی ساسانی باشد. وجود این سد شاهدی است بر قدمت منطقه و یادگار روزگارانی که آنجا آباد بوده است.

 

 

 

اسفراین در دوره ی اسلامی تا حمله ی مغول:

فتح اسفراین توسط مسلمانان در عهد ع ثمان به سال 30 هجری و بدون خونریزی صورت گرفت. اسفراین پس از تسلط اعراب و حتی در زمان حکومت آنها بسیار آباد بوده است. اسفراین در این دوره نیز شهرت و معروفیت خود را داشته و قسمتی از نیشابور بزرگ بوده است.

درقرن چهارم هجری مذهب شافعی درماوراءالنهرگسترش یافت وبرروی هم دراین عهددراسفراین شافعیه غلبه داشتند.در دوره ی سلجوقیان اسفراین مورد حمله و تهاجم غزها قرار گرفت. غزان،  اسفراین را غارت کرده و کشتار به راه انداختند.

در دوره ی بعد از اسلام اگرچه اسفراین یکی دوبار مورد حمله و تهاجم قرار گرفت و ویران شد، ولی به کلی از بین نرفت و مردم با همت و تلاش خود شهر را بازسازی کردند.

اسفراین در دوران حمله ی مغول و تیمور:

در نیمه ی اول قرن هفتم هجری مغولان به سوی خراسان حمله ور شدند و از نیشابور گذشتند و اسفراین را به قتل و غارت کشیدند.

در دوران حکومت مغولان نیز جنگ های پی در پی در منطقه ی اسفراین صورت گرفت و دائماً دهات و مزارع غارت می شد و مردم بی گناه به قتل می رسیدند. نارضایتی مردم از وضعیت آشفته آن دوران سبب ظهور سربداران در این منطقه گشت و شیعه ی دوازده امامی رواج یافت. به هرحال پس از حمله ی مغول مردم اسفراین خرابی های وارده را بازسازی کردند، ولی بطور کلی این دوران ایام دشواری برای مردم بود و صدمات زیادی را به همراه داشت.

در اواخر قرن هشتم هجری تیموریان به ایران حمله کردند و در این اثنا اسفراین را نیز قتل و عام کردند و تا قرن نهم هجری بر اسفراین حکومت داشتند. مطالب موجود در روایات تاریخی بیانگر این است که شهر اسفراین پس از حمله ی تیمور نیز مجدداً بازسازی شده و جزو شهرهای معمول آن زمان بوده است.

اسفراین در زمان صفویه:

با ایجاد حکومت مستقل صفوی، حیات سیاسی و اقتصادی ایران تحول بسیار یافت و به علت تمرکز، شیرازه ی بیشتر شهرهای ایران تغییر کرد.

از اوایل حکومت صفویه و همچنین در دوره های بعد طوایف مختلفی از کردهای غرب کشور به منطقه ی شمال خراسان کوچ داده شدند. عده ای از این کردها در ناحیه ی اسفراین ساکن شدند. اینکه دلایل این کوچانده شدن چه بوده است ، می تواند دلایل مختلفی باشد؛ حملات مکرر ازبکان به شمال خراسان و لزوم وجود نیروی مردمی در این منطقه        می تواند از جمله ی این دلایل باشد.

اگر چه در این دوره پادشاهان صفوی برای دفع شر ازبک ها تلاش فراوانی به کار بردند. بطور کلی توفیقی برای ریشه کن کردن آنان نصیب شان نشد. در نتیجه تیره روزی اسفراین که بر اثر حمله ی مغول و تیموریان آغاز شده بود در دوره ی صفویه نیز ادامه یافت.

مذهب شیعه ی دوازده امامی که در زمان سربداران در اسفراین معمول شده بود در دوران صفویه رسمیت یافت. کردهایی که به این منطقه کوچانده شدند نیز شیعه بودند.

به طور کلی بعد از حمله ی مغول بدلیل اینکه حکمروایان مغول در ایران ، شهر طوس را برای حکومت بر نیشابور ترجیح دادند، کم کم از اهمیت نیشابور کاسته شد، اسفراین هم که از شهرهای نیشابور بزرگ به شمار می رفت اهمیت سابق خود را از دست داد و سیر نزولی و قهقرایی در پیش گرفت.

اسفراین در دوران افشاریه و زندیه:

از وضعیت اسفراین در این دوران اطلاع زیادی در دست نیست. از مهمترین اتفاقات این دوران حمله ی احمدشاه افغان یکی از سرداران شورشی نادر به اسفراین بود. وی به اسفراین حمله کرد و شهر را قتل و عام و ویران نمود. پس از تخریب اسفراین توسط احمدشاه افغان، دیگر اسفراین بازسازی و آباد نشد و متروکه باقی ماند.

اسفراینی هایی که از گزند تهاجم افغان ها جان به سلامت برده بودند به شهر خرابه ی اسفراین بازنگشتند و به روستای «میان آباد» که توسط کردهای مهاجر در کنار چشمه ی زینل خان(محل فعلی شهر اسفراین) تشکیل شده بود، مهاجرت کردند و بر آبادی «میان آباد» افزودند.

از این زمان به بعد اسفراین و یا میان آباد در حقیقت به صورت روستایی بزرگ بود.

اسفراین در دوران قاجاریه:

تاریخ اسفراین در دوره ی قاجار آمیخته با تاریخ و سرنوشت کردهایی که در این دوره در اسفراین اکثریت را تشکیل می دادند. در طول این دوران شورش ها و جنگ های فراوانی در می گرفت و اسفراین یا میان آباد روزگار متفاوتی را به خود می دید، گاهی سیر نزولی و گاهی صعودی پیدا می کرد.

بنا بر مستندات تاریخی در حدود سال 1888 میلادی (1269 هجری شمسی) ناحیه ی اسفراین به قلمرو حکومتی بجنورد ملحق شده است. آبادی مرکزی این ناحیه میان آباد بود که مرکز استقرار کارگزاران حکومت بود. علیرغم اینکه این ناحیه گاهی اسفراین نامیده می شد اما نام اسفراین نام کامل منطقه نبود و آبادی به نام اسفراین وجود نداشت.

اسفراین در دوران پهلوی:

در قانون تقسیمات کشوری مصوب 16 آبان سال 1316 هجری شمسی از اسفراین به عنوان یک شهرستان مستقل نام برده نشده و تا پیش از این سال قصبه ناحیه، میان آباد نام داشت. در سال 1329 نام دیرینه ی این ناحیه را به آن باز داده به نام بخش اسفراین تابع شهرستان بجنورد شد. از سال 1339 به بعد اسفراین شهرستانی مستقل شد که دارای بخش مرکزی و بام و صفی آباد است.

از این زمان به بعد کم کم بافت قدیم شهر دچار تغییر و تحول شد و به دلیل مهاجرت روستاییان شهر گسترش یافت. به مرور خیابان های جدید احداث و آسفالت شدند. آب آشامیدنی لوله کشی ، برق ، تلفن ، ادارات مختلف، کشتارگاه        و … دایر شدند.

رجال و بزرگان اسفراین:

اسفراین جایگاه رجال معروف و موطن و مولد بزرگان علم و ادب بوده است. از مطالعه ی تذکره ها و متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که ناحیه ی اسفراین مردان بزرگ و دانشمندان فاضلی را در دوره های مختلف به جامعه تحویل داده است. برخی از رجال معروف که هریک در عصر خویش دارای مقاماتی بوده و منشأ خدماتی گردیده اند، عبارتند از:

1)ابوعوانه، عالم قرن 3 و 4          2)ابوحامد احمد بن ابی طاهر اسفراینی، فقیه قرن 4 و 5       3)ابواسحق ابراهیم اسفراینی ، فقیه قرن 4 و 5          4)حمویه بن علی ، وزیر سامانی  قرن 4 و 5         5)ابن معتمد صوفی قرن  5 و 6     6)شیخ محمد رشیدالدین ، عارف قرن 7      7)رضی الدین علی لالای اسفراینی ، عارف قرن 8      8)آذری طوسی ، شاعر قرن 8 و 9     9)همایون اسفراینی، شاعر قرن 9 و 10         10)بقایی اسفراینی، شاعر قرن 10 و 11.

علاوه بر رجال فوق بسیاری دیگر از مشاهیر اسفراین در تذکره ها و کتابهای دیگر ذکر شده است که در این مختصر نمی گنجد.

آثار تاریخی و معماری گذشته:

همان طور که گفته شد، اسفراین قدمتی بسیار طولانی دارد و دوران رشد و افول زیادی را سپری کرده است؛ در این بخش می پردازیم به آثار معماری این دوران پر افت و خیز:

شهر اسفراین قدیم و خرابه های آن:

شهر اسفراین قدیم – که شهر اسفراین جدید(میان آباد) نام خود را از آن دارد – دارای قدمت تاریخی زیادی بوده و یکی از شهرهای خراسان بزرگ در قبل از اسلام و بعد از آن بوده است. آخرین بار که این شهر مورد تهاجم قرار گرفت و دیگر روی آبادانی به خود ندید، در سال 1160 هـ/1731 م به وسیله ی احمدشاه افغانی بود. خرابه های بر جای مانده از شهر اسفراین قدیم و باستانی ، اکنون در سه کیلومتری جنوب شهر اسفراین جدید قرار دارد و به نام شهر «بلقیس» معروف است.

روایات و توصیف های زیادی از شهر اسفراین در گذشته وجود دارد:

ابوعبدالله مقدسی – از جغرافی نویسان قرن 4 هجری – که خود ولایت اسفراین را دیده، نوشته است: «اسفراین روستایی گران مایه و مرکز انگور خوب و کشتزار برنج است. جاده گرگان آن را به دو نیم می کند. شهر آن به همین نام است. آباد و گرانقدر است. از نهری که از کوه می آید، می آشامند. در شهرهای این روستاها مهمتر از آن نیست. بازارهای زیبا و ویژگی های دیگر نیز دارد.»

غلامرضا برزگر(سهرابی) در سال 1301 هجری شمسی از خرابه های شهر قدیم اسفراین می نویسد:«این آثار که هنوز حصارش خراب نشده عبارتست از دو بنا که یکی شهر بزرگی بوده که چهار دروازه دارد، طولش قریب هزار و چهارصد ذرع و پهنایش هزار و شصت ذرع است. تاکنون کشفیاتی که در این شهر شده حمامی بوده که اخیراً خراب نموده و آجرهایش را برده اند. دیگر ، مثل بازار، بنایی است که از دو طرف آثار خانه (دکان) پیدا می باشد و طول این آثار تقریباً هفتصد ذرع می باشد. از این کشش بنا معلوم می شود که بازار یا خیابان بوده است. دیگر آثار عمارت های بزرگ و معتبری است که هنوز بعضی از دیوارهایش سفید کرده، باقیست. تقریباً دویست قدم فاصله بین این شهر بزرگست با شهر کوچکی که گویا مسند حکمرانی بوده. طول این شهر سیصد و سی ذرع ، پهنایش یکصد و پنجاه ذرع می باشد. پهنای دیوار این شهر کوچک حالا تقریباً سه ذرع و نیم می شود، دیوار شهر بزرگ هم تقریباً سه ذرع می باشد.»

در روایت های مختلف از خرابه های شهر اسفراین قدیم، مشخص می شود که این اثر تاریخی در گذشته خیلی وسیعتر و استوارتر از اکنون بوده است. ولی متأسفانه در طی زمان و استفاده از زمین های داخل شهر برای کشاورزی و دستبرد مکرر افراد سودجو، از این اثر تاریخی، شاید تا یکی دو دهه ی آینده تنها نامی باقی بماند.

 

بنای آرامگاه امام زاده اسحاق:

این زیارتگاه در روستای رویین در 28 کیلومتری شمال شهر اسفراین واقع است. پلان این بنا چلیپایی است و از جمله بناهای سه ایوانی است که در دوره ی صفویه و با تزئینات کاربندی زیبایی در دو طبقه ساخته شده است.

بنای آرامگاه امامزاده جعفر:

این زیارتگاه در 5/2 کیلومتری جنوب شهر اسفراین و در روستای کوشکی واقع شده است. وجود سنگ مزاری در این آرامگاه قدمت آن را به دوره ی صفویه می رساند. در سال 1239 هجری قمری طی حکمی از طرف فتحعلی شاه این بنا دوباره مرمت شد.

بنای آرامگاه رضی الدین علی لالا:

این بنا در روستای ادکان در 30 کیلومتری جنوب غربی اسفراین واقع شده است. این بقعه چهارطاقی است و به سبک سلجوقی ساخته شده است.

آرامگاه رشیدالدین بیدوازی:

این بنا در 34 کیلومتری شمال شرقی اسفراین، در روستای بیدواز واقع است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و گنبدی بر روی آن استوار است که در دوره ی صفویه با کلاف چوبی مستحکم شده است. ضریح چوبی آرامگاه به تاریخ 881 هجری قمری ساخته شده و با اشکال هندسی تزئین گردیده است.

معصوم زاده موسی:

این زیارتگاه در 700 متری شمال روستای گرمه خوش در 16 کیلومتری شمال غربی اسفراین واقع است.

تحلیل و نتیجه گیری مطالعات تاریخی:

چنانچه ملاحظه گردید، اسفراین دارای پیشینه ی تاریخی بسیار قدیمی می باشد و قدمت آن به دوره ی پارت ها و زمان اشکانیان برمی گردد؛ بنابراین اسفراین یک شهر تاریخی به حساب می آید.

در طول تاریخ اسفراین همواره به زندگی خود ادامه داده؛ دارای فراز و نشیب هایی بوده است و لیکن هیچگاه از بین نرفته و خالی از سکنه نگردیده است. رشد و تکامل شهر اسفراین تا دوره ی نادرشاه در تقریباً 250 سال قبل سیری مشابه شهرهای دیگر ایرانی داشته و چنانچه از روایات تاریخی و آثار به جای مانده برمی آید، دارای عناصر شهری همچون کهندژ ، شارستان، ربض، بازارها، مساجد و غیره بوده است.

در دوره ی نادرشاه شهر به کلی تخریب گریده و این بار مردم موفق به بازسازی نمی شوند و به مکان فعلی که روستایی بیش نبوده است ، کوچ می کنند. به این ترتیب سیر تکامل کالبدی شهر قطع می شود و شهر جدید بر پایه ی معماری روستایی شکل می گیرد. اسفراین در این دوره ی همانطور که روایات و اسناد تاریخی آمده است. هیچگاه شهر محسوب نمی شده و از آن به روستایی بزرگ تعبیر می گردیده است.

بنابراین شهر اسفراین تمام عظمت و شکوه معماری و شهرسازی خود را که در طول تاریخ آن را حفظ کرده بود، به یکباره از دست داد و به روستایی بزرگ و نه شهر تبدیل شد.

تنها در طی 60 – 50 سال اخیر است که اسفراین دوباره تبدیل به شهر گشته و به این ترتیب شهر جدید اسفراین جدید اسفراین شهری تقریباً نوپا به شمار می آید.

 

مطالعات فرهنگی اجتماعی

ترکیب قومی:

مردم اسفراین از چهار تیره و قوم عمده تشکیل شده اند:

تات ها: تات ها رادمردان اولیه ی اسفراین و از اقوام پارتیان آریایی می دانند که در اثر حمله ی مغولان و کشتار دسته جمعی در آغاز قرن 11 هجری به روستاهای دورتر از شهر مهاجرت کردند. اینان به لهجه ی قدیمی محلی سخن می گویند و گویش ، فولکور و آداب و رسوم خود را حفظ کرده اند.

کردها: این قوم مهاجرانی هستند که به دلایل سیاسی یا اجتماعی از کردستان ایران توسط صفویه به مناطق شمال خراسان و اسفراین کوچانیده شده اند، اما زمان ورود آنها به اسفراین مشخص نیست؛ واضح است که اینها بتدریج به منطقه کوچ کرده اند. اگر از سال 1000 هجری قمری به شمال خراسان کوچ کرده باشند، بعد از تات ها قدیمی ترین مردمان اسفراین محسوب می شوند. کردهای شمال خراسان را «کرمانج» نیز می گویند.

ترک ها: این قوم از ترک های تاتار و جغتایی هستند و دارای طوایف دیگری به نام های تاش – تیموری، شهریاری و بغایری هستند و بیشتر در بخش بام زندگی می کنند.

بربرها: بربرها از سرزمین کنونی افغانستان به این شهرستان آورده شده اند. بربرها از نژاد زرد پوست می باشند که در زمان ناصرالدین شاه به اسفراین کوچانیده شده اند.

در اسفراین امروز قومیت ها در یکدیگر حل شده اند و بافت قومی تقریباً یکدستی را با غلبه ی نسبی قومیت کردی می توان مشاهده نمود.

مذهب:

مردم اسفراین اعم از کرد، تات، ترک و بربر همگی دارای مذهب اسلام و شیعه ی دوازده امامی می باشند و اقلیت مذهبی در اسفراین وجود ندارد.

صنایع دستی:

عمده ترین صنایع دستی رایج اسفراین پارچه بافی، قالی و قالیچه بافی، جاجیم بافی، گلیم بافی است. قالیبافی در روستاهای اسفراین سابقه ای طولانی ندارد و تقریباً از سال 1350 به بعد معمول شده است. اما بافتن قالیچه ، ترک بند و قالی های کردی بومی سابقه ای طولانی دارد، در حال حاضر بعضی از قالیچه های کردی اسفراین از مرغوبیت و ظرافت خاصی برخوردار است و برای فروش به شهرهای دیگر فرستاده می شود.

ورزش:

یکی از ورزش های مهیج و جالب و محلی ایران، کشتی باچوخه است که شهرهای شمالی استان خراسان از جایگاه و قدمت والایی برخوردار است.

چوخه ، کتی است از پارچه ی پشمی و محکم و بادوامی به نام جاجیم که اصطلاحاً به چاخا مشهور بوده است و پهلوانان و کشتی گیران از آن استفاده می کردند.برگزاری مسابقات سنتی کشتی با چوخه در روز 14 فروردین بیش از صد سال است که در اسفراین به صورت خود جوش در محل چشمه زینل خان برگزار می شده ولی در چند سال اخیر به خاطر حضور گسترده مردم در مراسم و کمبود جا به محل جدیدی منتقل شده است که فاصله چندانی تا شهر ندارد.

میدان کشتی اسفراین نوروزگاه هرسال پذیرای مسابقات کشتی گیران شده است و امروزه اسفراین یکی از کانون های مهم کشتی در خراسان می باشد.

تحلیل و نتیجه گیری مطالعات فرهنگی اجتماعی:

از لحاظ قومیتی، کردها در شهر اسفراین غالب اند؛ بنابراین زبان، فرهنگ و آداب و رسوم کردی در شهر اسفراین جاری است.

از طرف دیگر همانطور که در بخش جمعیتی ذکر شد، بافت جمعیتی روستایی، فرهنگ روستایی را در شهر اسفراین حفظ کرده است. از جمله این و رسوم کردی – روستای می توان ورزش کشتی با چوخه را ذکر کرد که هنوز شکل سنتی خود را حفظ کرده و بسیار مورد توجه قرار دارد.

دیگر رسوم و آداب قدیمی در حال از بین رفتن می باشند چرا که با رشد شهر نشینی و توسعه ی آن ، فرهنگ روستایی خود به خود از بین می رود.

مطالعات اقتصادی:

از لحاظ اقتصادی شهر اسفراین یک شهر کشاورزی محسوب می شود؛ البته چنانچه ملاحظه شد. اکثر مشاغل شهر اسفراین از نوع خدمات می باشد و لیکن اکثریت مردم شهرستان اسفراین و و روستائیان آن دارای مشاغل کشاورزی          می باشند و بنابراین مراکز خدمات شهری که خدمات دهی به روستاییان مشغول می باشند. به این ترتیب اکثریت جمعیت شاغل شهر اسفراین وارد چرخه کشاورزی اعم از تولید، خدمات، توزیع و غیره قرار می گیرند.

خرید مایحتاج روزانه و همچنین مواد خام مورد نیاز روستاییان، شهر را به مرکز خرید بنابراین شهر اسفراین را یک شهر خدمات دهنده به روستاییان باید دانست.

شناخت موقعیت جغرافیایی روستا:

از نظر تقسیمات کشوری، روستای رویین یکی از روستاهای دهستان رویین از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی است.

از نظر موقعیت جغرافیایی، روستای رویین در موقعیت 57 درجه و 35 دقیقه طول شرقی و 37 درجه و 12 دقیقه عرض شمالی، در ارتفاع 1670 متری از سطح دریا و در منتهی الیه دره ی رودخانه ی رویین در رشته کوه های آلاداغ قرار گرفته است. به لحاظ موقعیت نسبی ، روستای رویین در 26 کیلومتری شمال شهر اسفراین (مرکز شهرستان) و 52 کیلومتری جنوب شرقی شهر بجنورد (مرکز استان) و با فاصله ی 7 کیلومتری جاده ی اسفراین به بجنورد قرار دارد.

روستای رویین به لحاظ تیپولوژی ، روستایی دره ای و از نظر مورفولوژی، روستایی خطی است که به دلیل محدودیت توسعه ی کالبدی، در امتداد دره ی محل استقرار خودکشیدگی پیدا کرده است.

بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1375، روستای رویین با 3623 نفر جمعیت، پر جمعیت ترین روستای دهستان بوده است. با این همه به دلیل موقعیت دره ای و مشکل دسترسی به آن، قادر به ایفای نقش مرکز سیاسی دهستان نبوده، لذا این نقش در حال حاضر به روستای ایرج، که در حاشیه ی جاده ی اسفراین به بجنورد و در مرکز هندسی دهستان رویین قرار دارد محول شده است.

در دره ای که روستای رویین در منتهی الیه آن قرار دارد، دو روستای دیگر نیز به نام های «عراقی» با حدود 520 نفر جمعیت و «محمودی» با جمعیتی نزدیک به 1100 نفر استقرار دارند. این روستا بر روی هم یک حوزه ی روستایی را تشکیل می دهند که روستای رویین به طور سنتی و به دلیل دارا بودن جمعیت و خدمات برتر، نقش مرکز این حوزه را بر عهده دارد.

جدول شماره ی 1: موقعیت روستای رویین در تقسیمات سیاسی شهرستان اسفراین

شهرستان

نام بخش

نام دهستان

نام مرکز دهستان

تعداد آبادی

مسکونی

خالی از سکنه

 

 

 

اسفراین

 

 

 

 

بام و صفی آباد

بام

بام

25

41

صفی آباد

صفی آباد

32

53

مرکزی

آذری

عباس آباد

41

38

دامنکوه

چهاربرج

16

12

رویین

ایرج

30

45

زرق آباد

زرق آباد

32

29

میلانلو

پرکانلو

25

29

 

مأخذ: آمارنامه ی استان خراسان شمالی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی، 1383

شناخت تاریخی روستا

تاریخچه و علل پیدایش روستایی رویین:

بنیاد روستای رویین به شخصی به نام میرغیاث الدین ، فرزند یکی از امرای سلسله ی سربداران سبزوار(معروف به میر سیف الدین)، نسبت داده شده است. وی پس از هزیمت از مقابل لشکر تیمور به ناحیه ی اسفراین رفته و در آنجا با دره ی سرسبز و پر آب رویین برخورد می کند. وی مترصد فرصتی بوده است تا اراضی این دره را به مالکیت خود درآورد، و این فرصت گویا زمانی که شاه اسماعیل صفوی در سفری به مشهد از ناحیه ی اسفراین می گذشته، فراهم می شود. میر غیاث الدین در این سفر سند مالکیت اراضی رویین را از شاه دریافت می کمد و با اجیر نمودن گروهی از مردمان از صنوف و حروف مختاف از قبیل: کشاورز، آهنگر ، نجار، پارچه باف، بنا و روحانی بنیاد روستای رویین را می نهد.

به نظر می رسد که روایت فوق از بنیاد شدن رویین، روایتی درست و کامل نیست و علاوه بر اینکه سلطنت شاه اسماعیل با حمله ی لشکر تیمور مقارن نبوده است، رویین می بایست قدمتی بیش از عهد صفوی داشته باشد. نشانه های این فرضیه با دقت در جزئیات روایت فوق نیز دیده می شود. برای مثال نقل شده که میر غیاث الدین هنگام درخواست از شاه اسماعیل برای واگذاری مالکیت اراضی دره ی رویین، در پاسخ به سؤال شاه اسماعیل که از او می پرسد آیا این زمین صاحبی معین دارد؟ می گوید: «خیر، چند نفر گبر در محلی به نام گبریان سکونت دارند ولی مالکیت اصلی ندارد».

این نکته ، جدا از درستی و نادرستی و میزان سندیت تاریخی، براین فرض صحه می گذارد که پیش از عهد صفوی، گروهی ایرانیان زرتشتی در این روستا زندگی می کرده اند. این فرض را چند شاهد دیگر نیز تقویت می کند، شامل:

1)نام روستا: نام روستا در متون تاریخی عموماً «رویین دژ» آمده است. هر دو جزء این اسم، پارسی سره بوده و    توان حدس زد که این نام گذاری بسیار پیش از عهد صفوی انجام پذیرفته است. در خراسان روستاهایی که قدمت آنها بیش از چند  صد سال نیست و دارای برج و بارو و حصار هستند، بیشتر با نام قلعه شناخته می شوند و نه « دژ ». همچنین «رویین» را به معنی رویش، که اشاره ای به سرسبزی دره ی محل استقرار روستا است و به معنی ساخته شده از فلز روی که آن نیز گویا اشاره به معادن قدیمی روی در منطقه دارد، تعبیر کرده اند. اما به نظر می رسد که تعبیر واژه ی رویین به معنای «بی مرگ» و «تسخیر ناپذیر»، مانند اسفندیار رویین تن، با توجه به موقعیت کوهستانی و دره ای و مقر هسته ی اولیه ی روستا (قلعه ی بلند)، تعبیر مناسب تری باشد.

2)محله ی گبرها: شواهدی در دست است که نشان می دهد گسترش اسلام در ایران و از جمله در خراسان، با موقعیت جغرافیایی سکونت گاه های انسانی در ارتباط بوده است. ایرانیان زرتشتی مدت ها پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، در مناطق دور افتاده و صعب العبور می زیسته اند. برای مثال روستاهای واقع در جنگل های گیلان و مازندران و روستاهای کوهستانی واقع در حاشیه ی کویر مرکزی ایران تا قرن ها پس از ظهور اسلام و حتی تا به امروز(برای مثال روستاهای کوهستانی استان یزد و کرمان) محل زندگی ایرانیان زرتشتی بوده است. در خراسان نیز در بسیاری از روستاهای کوهستانی می توان آثار زندگی زرتشتیان را دید. برای مثال در این روستاها می توان گورستان هایی برخورد که ساکنان محلی آنها را «قبرستان گبرها» می نامند. نمونه ی چنین روستاهایی در نزدیکی رویین، روستاهای زوارم و گلیان، در چند کیلومتری غرب روستای رویین و در شهرستان شیروان است که آثار زندگی ایرانیان زرتشتی در آنها دیده شده است. در روستای رویین کوچه ای وجود دارد که ساکنان روستا به آن کوچه ی گبرا(گبرها) یا گبرو می گویند و این نام نمی توان به طور تصادفی بر آن گذاشته شده باشد.

3)درختان چنار: ایرانیان زرتشتی برای آب و درخت احترام و تقدس خاصی قائل بوده اند. از همین رو یکی از فعالیت های ایرانیان باستان که در آن به مهارت زیادی دست یافته و آن را توسعه بخشیده اند، پرورش درخت و باغبانی بوده است. کاشت درختان دیرزی، همچون سرو و چنار، در کنار چشمه ها یکی از دلبستگی های ایرانیان زرتشتی بوده است و    می توان فرض کرد که درختان چنار کهنسال روستای رویین کشته ی زرتشتیان و یا سنت به جای مانده از آنها باشد.

4)زبان تاتی: گویشی که غالب ساکنان روستای رویین به آن تکلم می کنند، نوعی لهجه  فارسی باستانی است که قرابت زیادی با زبان تاتی دارد. زبان تاتی زمانی از آذربایجان تا دامنه های جنوبی البرز و سبزوار و اسفراین گسترش داشته است و آن را ریشه ی زبان آذری ایرانی نیز دانسته اند. قلمرو این زبان اکنون بیشتر استان قزوین، (منطقه ی بوئین زهرا و تاکستان) است. اما گروهی از تات ها زبان ها در شمال خراسان شمالی، در منطقه ی راز و جرگلان و نیز در اطراف سبزوار زندگی می کنند. در حال حاضر زبان اکثر ساکنان روستایی و شهری اطراف رویین بیشتر کردی کرمانجی و ترکی گرایلی است و فقط معدودی از روستاها به زبان فارسی صحبت می کنند که احتمالاً می بایست ساکنان قدیمی و اولیه ی منطقه باشند.

5)استقرار در منطقه ای تاریخی: هنگامی که از روستای رویین و تاریخ آن صحبت می کنیم، می بایست همواره درخاطر داشته باشیم که رویین در منطقه ای بی نام و نشان تاریخی قرار ندارد. بلکه رویین روستایی است که در مسیر سه کانون مهم باستانی یهنی نیشابور(ابرشهر) ، جاجرم و گرگان قرار داشته است. از مطالعه ی متون تاریخی چنین برمی آید که راه ارتباطی میان نیشابور به گرگان، که یکی از شعب راه ابریشم است و به ویژه در دوره ی ساسانی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. از کنار رشته کوه های آلاداغ و به ناچار از دشت اسفراین می گذشته، که به دلیل قرار گیری در میانه راه نیشابور به گرگان به «میان آباد» مشهور بوده است.

مقدسی جغرافیدان قرن پنجم هجری در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» در این باره آورده است: «اسفراین روستای بزرگ گران مایه و مرکز انگور خوب و کشتزار برنج و حبوب است. جاده ی (نیشابور) به گرگان آنرا به دو نیم     می کند.»

لسترنج شرق شناس معروف نیز در کتاب سرزمین های خلافت شرقی درباره ی اسفراین می گوید: «این شهر در نیمه راه جاجرم و نیشابور واقع است و از هر از یک دو شهر سی و شش ساعت راه (پیاده) فاصله دارد. در فاصله ی راه جاجرم و نیشابور 180 میل است.»

راهی که از گرگان به اسفراین و از آنجا به نیشابور می رفته، راه تجاری بسیار مهمی بوده است. ناصرالدین شاه کتاب سفرنامه ی خراسان درباره ی اهمیت تجاری این راه را می نویسد: «دست راست رباطی دیده شد که معروف به رباط قلی است. این رباط سابقاً شارع عام و محل عبور قوافل و مردم بوده است. با این معنی که در عهد سلاطین صفویه یا گورکانیه یا قبل از آنها، از گالپوش از راه دشت آرمدلو می آمده اندبه رباط عشق، که آنجا هم منزل و توقفگاهی بوده است و از آنجا به این رباط قلی می آمده و به اسفراین رفته ، از نیشابور سردر می آورده و از آنجا به بلخ و حدود ترکستان می رفته اند. یعنی این وقتی است که شهر جرجان(گرگان) آباد بوده است. در زمان سلاطین دیالمه و قبل از آن تا مدتی که جرجان آباد بوده از این راه به افغانستان و ترکستان و هندوستان تجارت می شده و راه معمولی بوده است.»

بنابراین معلوم می شود که در گذشته ناحیه ی اسفراین و روستای رویین در مسیر عبور و مرور کاروان های تجاری و مسافری قرار داشته اند و چون امروز در انزوا نبوده اند. اهمیت ناحیه ی اسفراین و روستاهای واقع در آن تا پایان دوره ی قاجار به قوت خویش باقی بوده و این مسئله از مسیرهای لشکرکشی امرای قاجار در غائله سالار و جعفر قلی خان شادلو پیداست. زیرا سپاه اعزامی امیرکبیر از تهران پس از شکست سپاه سالار در سبزوار و پیش از عزیمت به مشهد، برای یک ماه در اسفراین اردو می زند و این در حالی است که جعفر قلی خان شادلو و برادرش پس از جدا شدن از شورش در انتظار رسیدن امان نامه از تهران، در روستای رویین پناه گرفته اند.‏

به فراموشی رفتن راه تهران به مشهد از طریق اسفراین، به احداث راه ماشین رو تهران – مشهد از طریق سبزوار و نیشابور و نیز احداث خط راه آهن مشهد به تهران باز می گردد، که موجب به انزوا کشیده شدن ناحیه ی اسفراین و به ظاهر دور افتادگی آن شد.

در اهمیت باستانی روستای رویین و آبادانی در دوره ی پیش از اسلام، می توان به نام روستاهای پیرامون آن اشاره کرد. برای مثال در این ناحیه به روستاهایی به نام ایرج، پریمان(فریمان)، فروبه، شیرویه، پارتان، سست و نوشیروان بر می خوریم که این آخرین زادگاه پادشاه معروف ساسانی، یعنی انوشیروان عادل می دانند.

بنابراین در جمع بندی مطالب بالا می توان این فرضیه را مطرح کرد که قدمت روستای رویین بیش از عهد صفوی بوده و به احتمال به پیش از اسلام باز می گردد. با این حال اگر قدمت پیش از اسلام رویین محل بحث و سؤال واقع شود – به دلیل مدفون بودن امام زاده اسحاق (شاهزاده اسحاق) – نمی توان دیرینگی روستا را به اوایل دوره ی اسلامی چندان مورد شک قرار داد.

 

 

وقایع و رویدادهای سیاسی و تاریخی:

در برخی نوشته- های تاریخی از روستای رویین به نام «رویین دژ» یاد شده است. از همین نام بر می آید که این روستا در مقاطعی از تاریخ حیات خود، در کنار کار و کوشش مردمانش در عرصه ی اقتصاد کشاورزی، دارای اهمیت نظامی نیز بوده است. قرار گیری روستا در دره ای بن بست و احاطه شده توسط ارتفاعات این گمان را نیرو می بخشد.

کارکرد نظامی رویین حداقل در یکی از حوادث مهم تاریخی خراسان به ثبت رسیده است. حادثه ی مورد اشاره به قیام یا «فتنه ی سالار» مشهور است که از دوره ی سلطنت محمدشاه قاجار شروع و در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه به اتمام رسید.

پیش از شرح ماجرا لازم است به این نکته اشاره شود که شمال خراسان، سرزمینی حائل میان فلات آریایی نشین و جلگه های بیابانی اقوام ترک نژاد است. اقوام آریایی پس از استقرار در فلات ایران، یکجانشین شده و در شهرها به امور پیشه وری و بازرگانی و در روستاها به کار کشاورزی مشغول شدند. لیکن اقوام ترک نژاد آسیای میانه، به دلیل شرایط طبیعی و تاریخی، در مرحله ی کوچ نشینی و اقتصاد شبانی باقی ماندند. در طول قرن ها، عشایر ترک نژاد شمال شرق ایران، برای بدست آوردن ثروت تولید شده توسط یکجانشین های آریایی، به سوی فلات ایران یورش برده اند. در این میان شمال خراسان همچون دروازه فلات ایران بوده است که برای غارت ثروت های آن، می بایست گشوده می شد.

همچنان که ابن خلدون به درستی گفته، در نزاع دائمی میان کوچ نشینان و یکجانشینان، که تاریخ مشرق زمین و سرزمین ایران آکنده از آن است، پیروزی بیشتر از آن کوچ نشینان بوده است. کوچ نشینان به دلیل نظام عشیره ای، انسجام برای سلحشوری بوده اند و از همین مورد تهاجم خود به تمدن های یکجانشین اغلب چیره گی می یافته اند.

مردم شمال خراسان برای قرن های متمادی در برابر یورش های پیوسته ی اقوام کوچ نشین ترک نژاد مقاومت می کرده اند. دیرینگی این جدال ها چنان است که از دل افسانه ی جنگ های ایران و توران، بخشی از مهمترین اسطوره های ایرانی همچون رستم و سیاوش و یکی از مشهورترین ادبیات حماسی جهان، یعنی شاهنامه ی فردوسی خلق شده است.

مقاومت مردم شمال خراسان در برابر یورش مهاجران ترک نژاد، با پیروزی ها و شکست هایی قرین بوده است. قبایل غزنوی، سلجوقی و خوارزمی، از جمله قبایل ترک نژادی بودند که از دروازه ی خراسان شمالی گذشتند و به قتل و عام پرداختند.

لیکن هیچ کدام آنگونه که قوم مغول و سپس ازبکان سپاه تیمور، شمال خراسان را درهم کوبیدند، جامعه ی متمدن این خطه را از نفس نیانداختند.

با شروع تاخت و تازهای قبایل ترکمن در عهد صفوی، جوامع شهری و روستایی شمال خراسان، ضعیف تر از آن بودند که بتوانند به تنهایی در برابر این مهاجمان تازه از راه رسیده بایستند و امنیت راه های تجاری منطقه را که شریان اصلی اقتصاد حکومت مرکزی بود، حفظ کنند. به تدبیر شاه عباس صفوی، گروهی شامل 30 هزار خانوار کرمانج                        (از ایل چمشگزگ) و عشایر ترک(ایل افشار)، به شمال خراسان کوچانده شدند.(1006 ق)، تا توازن قوا در این منطقه ی مرزی میان دو تمدن متخاصم برقرار شود.

عشایر کرد و ترک کوچیده به شمال خراسان، طی چندسال قهرمانانه در برابر تاخت و تاز اقوام و عشایر ازبک و ترکمن مقاومت کردند. لیکن با آرام شدن شرایط، به دلیل توانایی های نظامی و خوی عشیره ای خود، داعیه ی حکومت بر خراسان شمالی پیدا کرده و چندین بار سر به شورش برداشتند.

اولین شورش ایلات کرد در خراسان، که به واسطه ی آن برای اولین بار نامی هم از روستای رویین در کتب تاریخی آورده شده، شورش رضاقلی خان، رئیس ایل زعفرانلو است که قوچان را به مقر خود تبدیل کرده بود. شورش رضاقلی خان از جمله ناآرامی هایی است که حاصل شکست های سپاهیان ایران از سپاه روسیه در زمان فتحعلی شاه قاجار است. فتحعلی شاه برای سرکوب شورش کردان شمال خراسان، عباس میرزا ولیعهد و سردار نامی ایران را روانه ی خراسان کرد و وی با استفاده از ارابه های آتشین خود مقاومت شورشیان را در هم شکست و حصار قلعه ها و دروازه های آنان را فرو ریخت.

چنانکه فرهاد میرزا پسر عباس میرزا در کتاب«زنبیل» خود در ذکر وقایع این جنگ آورده، روستای رویین دژ نیز یکی از مراکز شورشیان بوده که به دست سپاه پدرش فتح شده است.

«نایب السلطنه(عباس میرزا)... نخست به کار سرغوغای آن جنگ، رضاقلی خان پسر امیرگونه خان پرداخته، در آغاز کار دژ امیرآباد که بس استوار بود ... از ریزش گلوله ی توپ و تفنگ و یورش سربازان ... گشوده و پس از آن دژ خبوشان (قوچان) را شهر خموشان کرده و دیگر رویین دژ را که در آن کشور (ناحیه) بود به فرمان آورده ...».

از این ماجرا معلوم می شود که دژ رویین یکی از دژهای مهم منطقه ی شمال خراسان بوده است. ولی گویا کردهای شادلو و هم پیمان رضاقلی خان، که در این دژ بوده اند، مقاومتی در برابر سپاه عباس میرزا نکرده اند.

یکی دیگر از معروف ترین شورش های به پا خاسته در شمال خراسان که به روستای رویین نیز ارتباط پیدا می کند، شورش یا فتنه «فتنه ی سالار» است. در این شورش، حسن خان سالار، پسر آصف الدوله قاجار(یکی از صدراعظم های فتحعلی شاه قاجار) که به نیابت از پدر حاکم خراسان بود، به دلیل اختلاف پدرش با میرزا آقاسی(صدر اعظم محمدشاه قاجار) با کمک گروهی از کردان شمال خراسان، موسوم به ایل شادلو که در ناحیه ی بجنورد و اسفراین مستقر بودند، علیه حکومت مرکزی قیام کرد. سپاه سالار برای فتح پایتخت به سوی تهران حرکت کرد، اما در نزدیکی سبزوار از قوای دولتی شکست خورد و سالار متواری شد. (1262 ق).

حسن خان سالار بار دیگر و این بار پس از فوت محمد شاه قاجار و در کشمکش های به تخت نشستن ناصرالدین شاه، به کمک جعفر قلی خان شادلو، رئیس ایل شادلو، دست به قیام زد. سالار تمامی خراسان و از جمله مشهد را به تصرف خود درآورد. در این میان تنها دو شهر قوچان و شیروان که خان نشین ایل زعفرانلو(ایل رقیب ایل شادلو)بودند، مستقل     باقی ماندند.

امیر کبیر برای رفع فتنه ی سالار، یکی از شاهزادگان قاجار به نام حسام السلطنه را با ساز و برگ نظامی به سوی خراسان گسیل کرد. در نبردی که میان سپاه دولتی و شورشیان باز هم در نزدیکی سبزوار در گرفت، حسن خان سالار شکست خورد و به مشهد گریخت. در آستانه این نبرد جعفر قلی خان شادلو ، ایلخان شادلو و برادرش حیدر قلی خان شادلو، با قوای دولتی مذاکره کرده و پس از گرفتن امان نامه از امیر کبیر، در روستای رویین پناه گرفتند و تا پایان کار سالار که یک سال پس از آن با فتح مشهد و کشته شدن او سرانجام یافت، در رویین باقی ماندند.

این دو سردار شورشی کرد، بعدها به تهران فراخوانده شده و مورد عفو قرار گرفتند. جعفر قلی و پس از او حیدر قلی خان با لقب سهام الدوله حکومت گرگان و استرآباد و ناحیه ی بجنورد تا گرگان را در اختیار گرفتند.

این واقعه ی تاریخی نشان می دهد که روستای رویین یا همان رویین دژ، یکی از کانون های مهم در شورش سالار بوده است. در مدتی که جعفر قلی خان و حیدر قلی خان شادلو در رویین دژ پناه گرفته بودند، قوای دولتی به فرماندهی شاهزاده قاجار و نیروهای متحد کرد آن (ایل زعفرانلو به ایلخانی سام خان زعفرانلو) در 25 کیلومتری روستای رویین، در «میان آباد» یا همان شهر اسفراین اطراق کرده و هر آینه امکان نبرد میان آنها وجود داشته است.

روستای رویین در طی سال ها، و به ویژه در دوره ای که سران شورشی ایل شادلو در آن پناه گرفته بودند، شاهد و ناظر وقایع بی شماری بوده است. از جزئیات این وقایع اگر چه امروز چیزی در ذهن ساکنان رویین برجای نمانده، اما           بی تردید آثار وقایع مهم تاریخی در فرهنگ و شرایط اجتماعی این جامعه اثر گذار بوده است که خود جای تحقیق        بیشتری دارد.

چنانکه پیش از این گفتیم دلیل عمده ی حضور اقوام کرد و ترک در شمال خراسان به دلیل تهاجم ازبکان و    ترکمن ها به این منطقه بوده است.از این رو دانستن شرح وقایع تاریخی مرتبط با حمله ی ازبکان و ترکمانان، که در خراسان به «ترکمن تازی» شهرت دارد، برای درک تاریخ متأخر سکونت گاه های خراسان شمالی اهمیت خاصی است.

ازبکان و ترکمانان که مسلمانان سنی مذهب بوده اند، در یورش های خود به ساکنان شیعی مذهب روستاها و شهرهای شمال خراسصان، علاوه بر غارت اموال آنها، گاه اقدام به قتل و عام و گرفتن اسیر برای فروش در بازارهای برده فروشی ماوراء النهر می کرده اند و در این بین به اماکن مذهبی شیعیان نیز تعرض می نموده اند.

روستای رویین به دلیل موقعیت کوهستانی و فزونی جمعیت خود، از امنیت بالایی برخوردار بوده، اما برخی شواهد حاکی از آن است که روستای رویین حداقل برای یک بار مورد حمله ی مهاجمان ترکمن قرار گرفته است. محمد حسین عارف ثانی از عرفا و شعرای قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری است که در روستای رویین به دنیا آمده است. گویا وی شاهد حمله ی ترکمنان گوگلان به اسفراین و رویین بوده است که طی آن ، مهاجمان به مرقد و صندوقچه ی روی قبر امام زاده اسحاق رویین تعرض کرده اند.

نقش و عملکرد قدیم روستای رویین:

روستای رویین در حال حاضر، روستایی منفرد و منزوی است که امکانات موجود در آن صرف خدمات رسانی به جمعیت ساکن آن می شود. اما آن گونه که کهنسالان رویین خود به یاد می آورند و یا از زبان پدرانشان شنیده اند، در گذشته وضع این چنین نبوده است. چنین بر می آید که تا 60 سال پیش رویین مرکز داد و ستد کالاهای کشاورزی و غیر کشاورزی ناحیه بوده است. برای مثال تعداد زیادی آهنگر، نجار ، خیاط و استاد بنا در روستای رویین ساکن بوده اند و روستاهای اطراف برای خرید و سفارش کالاهایی نظیر ابزار کشاورزی، درب و پنجره، دوخت لباس و اجیر کردن معمار به رویین می آمده اند. همچنین در آن زمان تعداد زیادی آسیاب در رویین بوده و به وقت آسیاب، کشاورزان زیادی از نواحی اطراف برای آسیاب محصول خود روزها می بایست در نوبت به انتظار می مانده اند.

م – شجاعی ، یکی از ساکنان رویین که حدود 60 سال سن دارد، خود به یاد می آورد که کالاهای تجاری شهر اسفراین توسط چارپاداران(مالداران)رویین از بجنورد به رویین و از آنجا به اسفراین حمل می شده است. حتی برای سفر به بجنورد،شیروان،قوچان ومشهد نیزمردم اسفراین مجبور بوده اند به رویین آمده و به کمک چارپاهای رویین ادامه ی راه دهند.

رویین در گذشته ب ر سر راه های عبوری به دیگر سکونت گاه های ناحیه قرار داشته است. گذر اسپیدان، که اکنون نام یکی از کوی های روستا است، نشانی از جاده ای قدیمی است که هر روز مسافران و کالاهای تجاری از آن عبور کرده و از طریق اسپیدان – زوارم – گلیان به شیروان و قوچان و مشهد می رفته اند.

در گذشته دامداران ، دام های خود را برای فروش به بازار رویین می آورده اند و خریداران نیز در آنجا حاضر      می شده اند. تجار رویین محصولات روستاهای اطراف را می خریده اند(مثلاً گردوی اسپیدان) و پس از فرآوری، آنها را به سبزوار و از آنجا به تهران صادر می کرده اند. تجار جاجرمی نیز که به تجارت برنج از شمال مشغول بوده اند، به قصد معامله با تجار رویین به این روستا آمده و یا به قصد سفر به شهرهای شیروان، بجنورد، قوچان و مشهد از رویین می گذشته اند.

یکی از صادرات رویین که مورد علاقه ی تجار جاجرمی هم بوده ، خشکبار یا به زبان محلی «کِشته دانه» بوده است که آن را با برنج معاوضه می کرده اند.

نفوس زیاد روستای رویین، امنیت آن (که ناشی از موقعیت جغرافیایی و جمعیت زیاد آن بوده است) موقعیت جغرافیایی، تجمع پیشه وران، حرفه مندان، بازرگانان و صاحبان ثروت همه حاکی از رونق اقتصادی و مرکزیت خدماتی رویین در گذشته است.

ورود ماشین و احداث جاده ی ماشین رو اسفراین به بجنورد موجب گردید رویین نقش و عملکرد اقتصادی و خدماتی خود را به تدریج از دست داده و به روستایی منفرد و بن بست آن چنانکه امروز شناخته می شود، بدل شود. با توجه به آنچه گفته شد می توان تصور کرد که تا 60 سال پیش با آن همه آمد و شد روزانه به رویین، چه هیاهو و جنب و جوشی در روستا بر پا بوده است.

تعیین محدوده و موقعیت بافت قدیم نسبت به کل محدوده ی روستا:

برای تعیین محدوده ی بافت قدیم روستا و یا محدوده ی بافت واجد ارزش روستا از چند گونه اطلاعات می توان استفاده نمود. یک دسته از این اطلاعات از عکس های هوایی روستا قابل استخراج است. با توجه به اینکه تا چند دهه قبل در بسیاری موارد محدوده ی بافت قدیم و بافت کالبدی روستاها تا اندازه ی زیادی بر هم منطبق بوده است، از عکس های هوایی سال های 1335 و 1345 می توان اطلاعاتی را بدست آورد که برای روشن شدن این مورد مفید است.

اطلاعات دسته ی دوم از نوع اطلاعاتی است که به شیوه ی مشاهده و هنگام انجام مطالعات میدانی برداشت           می شود. این اطلاعات ماهیت کمی دارند. از جمله ی این دسته از اطلاعات می توان به نوع مصالح و قدمت ابنیه اشاره نمود. بررسی این اطلاعات محدوده ای از روستا را معرفی می نماید که تا حدی روشن کننده ی محدوده ی واجد ارزش روستا است. از ترکیب دو دسته اطلاعات ذکر شده و به هم پیوستن آن با اطلاعاتی که از معمرین و مطلعین روستا در مورد هسته ی اولیه، مراحل توسعه و تکوین و همچنین قدمت محله ها کسب می شود، نتایج کمابیش روشنی در مورد محدوده ی بافت قدیم روستا دست یافتنی خواهد شد.

به هرحال پس از بررسی های گسترده و شناخت نسبتاً کاملی که از بافت کالبدی روستای رویین حاصل شد، اکنون می توان محدوده ی بافت قدیم و واجد ارزش این روستا را مشخص نمود. مرز شمالی این محدوده تقریباً منطبق بر مرز محدوده ی کالبدی روستا است. زیرا بخش شمالی روستا که عمده آن را گذر اسپیدان شکل می دهد، از بخش های قدیمی روستاست. به علاوه واحدهای قدیمی و با ارزش معماری نیز در این محدوده به چشم می خورد. از جانب شرق محدوده بافت قدیم تقریباً بر گذر سراب منطبق است. از سمت جنوب گذر بازار این محدوده را شکل می دهد. البته عکس های هوایی قدیمی تر مبین وجود بافت کالبدی در اراضی پایین دست بازار نیز هست، اما با توجه به وسعت کم این محدوده، انتخاب گذر بازار به عنوان مرز محدوده ی بافت قدیم مناسب تر است. از جانب غرب نیز تقریباً مرز این محدوده بر مرز پایین محله و یا قلعه ی بلند منطبق خواهد بود که قدیمی ترین بخش کالبدی روستاست و هسته ی اولیه ی آن را در خود جای داده است.

شناخت کاربری ها

نحوه ی استفاده از زمین:

در مورد نحوه ی استفاده از زمین، مانند بسیاری از مقوله های دیگر، می توان در مقیاس های مختلف بحث نمود. بدیهی است در این مورد یکی از عوامل تعیین کننده ی موضوع بحث، مقیاس است. زیرا بحث در مورد نحوه ی استفاده از زمین، با تغییر مقیاس تفاوت می نماید. با توجه به اینکه بررسی نحوه ی استفاده از زمین متضمن بررسی هایی چون تعیین سطح و سرانه می گردد، در مقیاس کلان مواردی از قبیل منطقه بندی کاربری ها و علل تخصیص هر منطقه به کاربری های خاص، و همچنین موضوعاتی چون میزان تناسب مناطق مذکور با کاربری های مربوطه، مورد بررسی قرار می گیرد.

در بررسی های مقدماتی کاربری های روستای رویین، دو منطقه و یا عرصه ی اصلی قابل تشخیص هستند. از این دو عرصه، یکی عرصه ای است که جایگاه استقرار باغات و مزارع روستاست و دومین عرصه ی بافت کالبدی روستا را در خود جای داده است. در نتیجه می توان چنین انگاشت که منطقه ی نخستین در بر گیرنده ی یک نوع کاربری و منطقه ی دوم جایگاه کلیه ی کاربری های موجود در روستاست. تأکید بر روی کلمه ی کلیه به این دلیل است که بخشی از باغات روستا در میان بافت کالبدی قرار گرفته اند و در نتیجه در پهنه ی دوم منطقه بندی روستا، تمام کاربری های موجود در روستا را می توان یافت. باغات و مزارع روستا در طول و حاشیه ی یک دره اصلی و یک دره ی فرعی امتداد یافته اند. اما بافت کالبدی با تمرکز کاملاً مشخص، در کنار رودخانه و بر روی دامنه ی تپه ها استقرار یافته است. در شکل گیری این منطقه بندی دو عامل آب و آفتاب نقش اصلی را داشته اند. زیرا استقرار باغات در طول و حاشیه ی دره ها به دلیل وجود رودخانه است که در خط القعر دره جاری است. جایگیری بخش اصلی بافت روستا بر دامنه ی تپه ها و رو به جنوب نیز تابع تابش نور آفتاب است. هر چند که در توسعه های بعدی، به ناچار اراضی واقع در جنوب رودخانه که این امتیاز را ندارد نیز، زیر ساخت رفته است. در منطقه بندی این دو دسته کاربری، باغات و مزارع در یک دسته و بقیه کاربری ها در دسته ی دیگر، تناسب و منطق قابل قبولی مشاهده می شود. زیرا بستری که برای استقرار روستا انتخاب شده، از جهت میزان شیب و امکان بهره گیری از نور خورشید، یکی از گزینه های مطلوب است. استقرار باغات در اطراف بافت نیز در پاسخ به شکل و مکان منابع آب، پاسخی منطقی است. بنابر دلایل مطرح شده می توان چنین نتیجه گیری نمود که نحوه ی استفاده از زمین در روستای رویین و در مقیاس کلان شکلی منطقی دارد.

نوع و سرانه ی کاربری ها

 qکاربری مسکونی:

بیش از نیمی از سطح محدوده ی خدماتی مصوب طرح هادی روستا به این کاربری اختصاص دارد. فضاهایی که تحت این عنوان کاربری قرار می گیرند، واحدهای مسکونی و تعدادی فضای نگهداری دام هستند که منفک از واحدهای مسکونی در برخی نقاط بافت،پراکنده اند. علاوه بر این دو نوع فضا، تعدادی انبار نگهداری محصولات باغی نیز وجود دارد که به دلیل وجود اشکال در شناسایی و تفکیک آنها از واحدهای مسکونی، در این دسته از کاربریها قرار گرفته اند. بدیهی است که انبارهای قابل شناسایی تحت عنوان کاربری دیگری به نام انبار دسته بندی شده اند.

بر اساس برداشت های انجام شده و محاسبات مربوطه، سطح اختصاص یافته به کاربری مسکونی 202036 متر مربع است، که حدود 5/55 درصد از کل اراضی محدوده ی خدماتی روستا را شامل می شود. با احتساب 2947 نفر جمعیت روستا در سال 85، سرانه ی این کاربری حدود 5/68 متر مربع خواهد بود.

q  کاربری آموزشی:

مجموع کاربری آموزشی برای دختران و پسران روستا و در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان است که یکی از آنها دو مقطع تحصیلی را پوشش می دهد. کل سطح اختصاص یافته به این کاربری، بر مبنای محاسبات این مشاور 6769 متر مربع است و میزان سرانه ی این کاربری برای جمعیت ساکن روستا حدود 3/2 متر مربع است. این کاربری حدود 9/1 درصد سطح محدوده خدماتی را به خود اختصاص داده است.

q کاربری فرهنگی – مذهبی

  فضاهایی که تحت این عنوان از کاری ها دسته بندی شده اند، سه مسجد روستا، حسینیه ها و تکایا و کتابخانه ی روستا هستند.

علاوه بر این فضاها، محل فعالیت کانون اندیشه گران جوان رویین نیز در این دسته قرار می گیرد. مجموع سطحی که در اختیار این کاربری است. 2304 متر مربع است که سرانه ای حدود 8/0 متر مربع را نتیجه می دهد. از این میان سهم کاربری مذهبی 2144 متر مربع و سرانه ی آن 73/0 متر مربع است. سهم کاربری فرهنگی بسیار ناچیز و حدود 160 متر مربع است که سرانه ای معادل 07/0 متر مربع را شامل می شود. مجموع این کاربری حدود 6/0 درصد از سطح محدوده ی خدماتی روستا را در اختیار دارد.

q کاربری تجاری   

کاربری تجاری روستا تعدادی واحد تجاری خرده فروشی، یک بانک، یک شرکت تعاونی، دو صندوق قرض الحسنه و شعبه ی توزیع مواد نفتی را شامل می شود. واحدهای تجاری روستا همگی فعال نیستند. بلکه تعدادی از آنها در زمان برداشت غیر فعال بوده اند. کل سطحی که در اختیار این کاربری است 3386 متر مربع است که سرانه ای حدود 15/1 متر مربع را شکل می دهد. این کاربری حدود 9/0 درصد از اراضی محدوده ی خدماتی روستا را به خود اختصاص داده است.

 

 

 

q کاربری کارگاهی:

این دسته از کاربری ها شامل کارگاه تولید چسب چوب و چند کارگاه نجاری می شود. کل سطح این واحدها 1951 مترمربع است که سرانه ای معادل 65/0 مترمربع را شکل می دهد. این دسته از کاربری ها 5/0 درصد از سطح محدوده خدماتی روستا را در اختیار دارد.

q کاربری اداری – انتظامی:

کاربری اداری – انتظامی روستا تنها شامل یک واحد حوزه ی مقاومت بسیج می شود. وسعت این کاربری 655 مترمربع و سرانه آن حدود 2/0 مترمربع است. این کاربری 15/0 درصد از سطح محدوده ی خدماتی روستا را در اختیار دارد.

q کاربری تأسیسات و تجهیزات:

یک واحد مخابرات و گورستان واقع در مرکز روستا تنها عناصر موجود در این رده از کاربریها هستند. وسعت این کاربری مجموعاً 1987 مترمربع و سرانه آن حدود 7/0 مترمربع است. بخشی از محدوده ی خدماتی روستا که توسط این کاربری اشغال شده حدود 55/0 درصد کل محدوده است.

q کاربری بهداشتی – درمانی:

این کاربری شامل مرکز خدمات درمانی، خانه ی بهداشت و دو واحد حمام است. از یکی از این دو حمام که در کنار فضای مرکز روستا واقع است و در حال حاضر استفاده نمی شود.

دلیل این امر به گفته ی روستاییان، نبود دسترسی مناسب برای تأمین سوخت این حمام است. سطح در اختیار این کاربری 4646 مترمربع و سرانه ی آن حدود 6/1 متر مربع است. اراضی که این کاربری اشغال نموده 3/1 درصد کل محدوده خدماتی روستاست.

q کاربری حمل و نقل و انباری:

این کاربری تنها شامل یک پایانه کوچک مسافربری و تعدادی انبار نگهداری محصولات باغی است. وسعت 519 و انبارها 513 مترمربع است. کل اراضی اختصاص یافته به این رده از کاربری ها 1032 مترمربع است که سرانه ای معادل 33/0 مترمربع را شکل می دهد. این کاربری 3/0 درصد از سطح محدوده ی خدماتی روستا را اشغال نموده است.

q کاربری شبکه ی دسترسی:

این رده از کاربری شامل شبکه ای از معابر است که از خیابان اصلی روستا شروع شده و به بن بست ها ختم می گردد. کل سطح اختصاص یافته به این نوع کاربری 58484 مترمربع است. در نتیجه ی سرانه ی این کاربری معادل 8/19 متر مربع می شود. شبکه ی دسترسی روستا حدود 1/16 درصد از سطح محدوده ی خدماتی روستا را اشغال نموده است.

q باغ:

 این رده از کاربری ها تنها شامل بخشی از باغات می شود که در محدوده ی خدماتی روستا قرار دارند. باغات مذکور توسط بافت کالبدی احاطه شده اند و اندازه ی قطعات آنها متفاوت است. به این دلیل قطعاتی که وسعت کمی دارند، عموماً به عنوان حیاط واحدهای مسکونی قلمداد شده و در محاسبه ی مساحت این کاربری منظور نشده است.

بر این اساس مساحت کل باغات داخل بافت حدود 69854 مترمربع است که سرانه ای حدود 7/23 مترمربع را شکل می دهد. این رده از کاربریها حدود 2/19 درصد از سطح محدوده ی خدماتی را به خود اختصاص داده است.

 

q رودخانه:

محدوده ی خدماتی روستا، به جز کاربری هایی که ذکر شد، شامل یک عنصر دیگر نیز می شود. عنصر مذکور رودخانه ای است که بخشی از آن در داخل محدوده ی خدماتی قرار دارد. این بخش از رودخانه حدود 10940 متر مربع وسعت دارد که 3 درصد از سطح خدماتی روستا است.

q واحد پرورش ماهی:

به جز کاربری هایی که ذکر شد یک واحد پرورش ماهی به مساحت 1312 مترمربع نیز در روستا موجود است. این واحد به دلیل اینکه در ردیف کاربری های کشاورزی قرار می گیرد و علاوه بر آن در خارج از محدوده ی خدماتی روستا واقع است، در محاسبات سطوح و سرانه ی کاربری های روستا وارد نشده است.

جدول شماره ی 2: مساحت و سرانه ی کاربری های روستا

ردیف

نوع کاربری

مساحت کاربری

سرانه(مترمربع)

درصدازکل محدوده خدماتی روستا

1

مسکونی

202063

50/68

50/55

2

آموزشی

6769

30/2

90/1

3

فرهنگی – مذهبی

2304

80/0

60/0

4

تجاری

3386

150/1

90/0

5

کارگاهی

1951

65/0

50/0

6

اداری – انتظامی

655

15/0

15/0

7

تأسیسات و مخابرات

1987

70/0

55/0

8

بهداشتی – درمانی

4646

60/1

30/1

9

حمل و نقل و انبارداری

1032

32/0

30/0

10

شبکه ی دسترسی

58484

80/19

10/16

11

باغات

69854

70/23

20/19

12

رودخانه

10940

70/3

3

جمع

364071

4/123

100

 

 

شناخت کیفیت ابنیه:

شناخت کیفیت ایستایی و یا به عبارت دیگر میزان فرسودگی بناها، یکی از مواردی است که در برداشت های کالبدی به آن توجه می شود. در پروژه ی حاضر نیز برداشت و تحلیل این مورد از اطلاعات و براساس آن برآورد میزان فرسودگی بافت بدست می آید که توجیه سرمایه گذاری در بافت بر مبنای آن شکل می گیرد.

در طرح حاضر برای دسته بندی بناها از نظر ایستایی، چند کیفیت مشخص در نظر گرفته شد و هریک از بناها بر مبنای کیفیت ایستایی در یک دسته قرار گرفت.

در نهایت بناهای روستا تحت عنوان ابنیه ی سالم، ابنیه ی نیازمند به مرمت جزئی، ابنیه ی نیازمند به مرمت اساسی و ابنیه ی تخریبی و مخروبه دسته بندی شدند. چنان که از عناوین دسته بندی مشخص است. ابنیه ی سالم به ابنیه ای اطلاق     می شود که هیچگونه فرسودگی بر آنها عارض نشده است. البته صرف نظر از عمر این ساختمانها که ممکن است بناهای نوساز و یا بناهای با قدمت زیادی ولی مرمت شده باشند. ابنیه ی نیازمند به مرمت جزیی ابنیه ای هستند که مرمتی جزئی را در حد مرمت نما و رفع معایب جزئی نیاز دارند. ابنیه ی نیازمند به مرمت اساسی بناهایی را شامل می شوند که فرسودگی چندان در آنها ژیشروی نموده که برای اصلاح معایب آنها نیاز به مداخلات و عملیات اساسی است.

جدول شماره ی 3: تعداد و درصد بناها بر اساس نوع کیفیت ایستایی

ج

ردیف

نوع کیفیت

تعداد بنا

درصد از کل بنا

1

سالم

1033

3/57

2

مرمتی جزئی

630

9/34

3

مرمتی اساسی

70

9/3

4

تخریبی و مخروبه

70

9/3

مجموع

1803

100

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نمودار شماره ی 1: درصد بناها بر اساس کیفیت

 

به عنوان مثال برای مرمت اساسی آنها چه بسا لازم باشد که بخش هایی از بنا تخریب شده و از نو و با استحکام کافی ساخته شود. اما در ابنیه تخریبی و مخروبه فرسودگی به حدی ژیشرفت نموده است که یا بنا اصولاً قابل مرمت نیست و یا مرمت آن چندان هزینه بر است که این اقدام منطقی نمی باشد. در این صورت بنا و یا باقیمانده آن می باید تخریب شود تا در محل آن بنایی جدید احداث گردد.

براساس دسته بندی که شرح داده شد اطلاعات لازم به شیوه ی مشاهده و برای کلیه ی واحدهای معماری روستا برداشت گردید. بر مبنای اطلاعات برداشت شده درصد و تعداد واحدهای مسکونی نیازمند به مرمت اساسی و مخروبه میزان پایینی دارد.

چنانکه مجموع این دو دسته از بناها کمتر از 8 درصد کل بناهاست. در مقابل تعداد بناهای سالم بیش از 57 درصد و بناهای نیازمند به مرمت جزئی بیش از 34 درصد بناها را شامل می شود. بناهایی که نیاز مند جزئی دارند عمدتاً بناهایی هستند که در بخش نازک کاری و نماسازی نقص دارند. بر این اساس می توان چنین ادعا نمود که در بخش هایی از بافت فرسودگی به چشم می خورد که علیرغم گستردگی عمق چندانی ندارد، و با اقدامات محدود می توان بیش از 90 درصد از واحدهای معماری روستا را در کیفیت ایستایی مناسبی قرار داد.

درجه بندی معابر بافت:

 معابر روستا بر مبنای ویژگی های متفاوت قابل درجه بندی هستند. مهمترین ویژگی در بحث حرکت، حجم تردد و نقشی است که در این زمینه هریک از معابر در شبکه ی دسترسی دارند. همه ی معابر روستا برای حرکت سواره مناسب نیستند. در نتیجه برخی از معابر محل حرکت سواره و پیاده و برخی دیگر تنها محل حرکت پیاده هستند.

q خیابان اصلی:

از بین معابر روستا تنها یک معبر حرکت سواره را تقریباً به راحتی ممکن می نماید. این معبر خیابان اصلی روستاست که در کنار رودخانه واقع شده است. این خیابان تنها معبر سواره جهت ورود به روستاست. این ویژگی به همراه مشخصاتی چون عرض بیشتر نسبت به دیگر معابر شیب مناسب و پوشش آسفالت، این خیابان را در سلسله مراتب شبکه ی دسترسی در جایگاه نخست قرار می دهد.

q گذر بازار و ادامه ی خیابان اصلی:

از انتهای بخش آسفالته خیابان اصلی، گذری منشعب می شود که به سمت مرکز روستا می رود. این معبر با وجود عرض کمی که دارد، در سلسله ی مراتب شبکه ی دسترسی روستا، پس از خیابان اصلی روستا، پرترددترین مسیر سواره است. به دلیل استقرار بخش عمده ای از کاربری های عمومی در کنار این گذر حجم تردد پیاده نیز در آن قابل توجه است. عرض کم این گذر، که حداکثر عبور یک اتومبیل سواری را ممکن می کند، مشکل بزرگی برای دسترسی سواره مناسب به مرکز روستا و بخش عمده ای از بافت است.

ادامه ی خیابان اصلی، از نقطه ای که به ابتدای گذر بازار می رسد، را نیز می توان در این رده دسته بندی نمود. از نقطه ی مذکور عرض خیابان کمتر و پوشش آن خاکی می شود. این معبر نسبت به گذر بازار امکان بهتری را برای تردد سواره می دهد، اما به دلیل میزان تردد کمتر سواره و پاده نسبت به گذر بازار و نقش پایین تر نسبت به آن در این دره         قرار می گیرد.

q گذر اسپیدان و گذر پایین ده:

  در مرتبه ی بعدی شبکه ی دسترسی روستا دو گذر اسپیدان و پایین ده قرار می گیرند. هر چند عرض این دو معبر کمتر از عرض گذر بازار نیست، اما بنا به دلایلی نقش این دو گذر در بافت روستا فرعی است. دلایل این امر قرار گرفتن گذر اسپیدان در شمال بافت و کم بودن تردد عبوری از آن و کم عبور بودن گذر پایین ده به دلیل صعب العبور  بودن آن برای تردد سواره است. ولی به هر حال تردد سواره از این دو معبر تنها برای اتومبیل های کوچک و آن هم با مشکلات و محدودیت امکان پذیر است. این مشکلات برای گذر پایین ده عمده تر است.

q گذرهای اصلی پیاده:

در رده ی بعدی سلسله مراتب شبکه ی دسترسی گذرهای پیاده اصلی قرار می گیرند. ورود اتومبیل به برخی از آنها فقط موارد اضطراری و آن هم تا فاصله ی محدودی امکان پذیر است. به این دلیل این دسته از معابر در دره ی گذرهای پیاده قرار می گیرند. با توجه به عرض و طول نسبتاً بیشتر و حجم بالای تردد پیاده، آنها را می توان گذرهای اصلی پیاده است.

q گذرهای فرعی پیاده:

در رده آخر سلسله ی مراتب شبکه ی دسترسی روستا، گذرهای فرعی پیاده قرار می گیرند. کلیه ی این معابر دارای عرض و طول مشابه نیستند و برخی تنها نقش تأمین دسترسی به واحدهای مسکونی را دارند. در حالی که برخی از سوی پیاده ها برای عبور نیز مورد استفاده قرار می گیرند. اما با توجه به نقش کمرنگ تردد عبوری در آنها، می توان کلیه ی این گذرها را در یک دسته قرار داد.

مالکیت اراضی:

اراضی روستا برمبنای نوع مالکیت به چهار دسته تقسیم می گردند. انواع چهارگانه مالکیت حاکم بر اراضی روستا عبارتند از: مالکیت شخصی ، مالکیت عمومی، مالکیت دولتی و مالکیت وقفی.

q مالکیت شخصی:

کلیه ی واحدهای مسکونی(به جز چند واحد وقفی)، بخش عمده باغات و همچنین واحدهای تجاری و خدماتی روستا در این دسته قرار می گیرند.

q مالکیت عمومی:

کلیه ی اراضی و واحدهای معماری که در دسترس عموم ساکنان بوده و مالکیت حقیقی ندارند. در این دسته جای می گیرد. علاوه بر شبکه ی معابر و فضاهای عمومی روستا، فضاهای دیگری چون حمام ها، گورستان ها، شرکت های تعاونی نیز در این دسته قرار می گیرند.

q مالکیت دولتی:

معمولاً کلیه ی بناها و فضاهایی که در مالکیت دستگاه های دولتی هستند در این دسته جای می گیرند. اما در روستای رویین به دلیل اینکه برخی از این واحدها در اراضی وقفی ساخته شده اند، وضعیت متفاوت است. به هرحال بناهایی که مالکیت دولتی دارند به مرکز مخابرات و پایگاه بسیج محدود می شوند.

q مالکیت وقفی:

بخش بزرگی از باغات و تعداد قابل توجهی از قطعاتی که بناهای دولتی در آنها ساخته شده اند مالکیت وقفی دارند. اراضی که برای ساخت بناهای دولتی اختصاص داده شده اند به صورت 99 ساله از سازمان اوقاف اجاره شده اند.

با این حساب علاوه بر امامزاده، مساجد، حسینیه ها و تکایا، اراضی دیگری از جمله زمین کلیه ی واحدهای آموزشی، بانک صادرات و مراکز درمانی روستا نیز مالکیت وقفی دارند. چند باب خانه ی احداث شده برای خانواده ی شهدا نیز همین شرایط را دارند.

شناخت عرصه و اعیان، فضاهای پر و خالی:

در دو مبحث ارتباط و نسبت عرصه و اعیان و فضاهای پر و خالی واحدهای مسکونی روستا، دو گونه ی کاملاً متفاوت مشاهده می گردند. گونه ی اول شامل واحدهای مسکونی است که بخش اعیان واحد و مرز قطعه ی تفکیکی کاملاً برهم انطباق دارند.

در این دسته از واحدها، به دلیل نبود فضای حیاط محدوده ی عرصه و اعیان با یکدیگر برابر می شوند.اما در گونه ی دوم با توجه به فضایی که تحت عنوان حیاط موجود است، مساحت عرصه و اعیان تفاوت دارند. در این دسته از واحدها، بخشی از عرصه که زیر ساخت رفته و تبدیل به اعیان گردیده، متفاوت است. این تفاوت هم در نسبت اعیان به عرصه و هم در جایگاه اعیان در داخل عرصه دیده می شود. اما با توجه به بافت متراکم روستا و کمبود زمین قابل ساخت، سطح اعیان و عرصه ی عموماً نزدیک به هم هستند.

در مقوله ی فضاهای پر و خالی نیز دسته بندی مذکور به نوعی دیگر صادق است. در این دسته بندی نوعی از واحدهای مسکونی که صرفاً فضای پر دارند. در یک دسته قرار می گیرند و دسته ی دوم شامل واحدهایی می شود که فضای پر و خالی را توأماً دارا هستند. دسته ی اول مربوط به واحدهای مسکونی می شوند که فاقد حیاط هستند. در دسته ی دوم واحدهایی قرار می گیرند که بخشی از قطعه ی تفکیکی مربوط به آنها زیر ساخت رفته است و باقیمانده ی آن به فضای باز، یعنی حیاط اختصاص یافته است.

چنانکه در بحث عرصه و اعیان نیز مطرح شد، نسبت بین فضای پر و خالی واحدهای مسکونی کاملاً نامشخص است. در برخی از واحدهای فضای حیاط بخش بسیار کوچکی از قطعه تفکیکی است. در حالی که در نمونه ای دیگر ، فضای خالی واحد از فضای پر آن بیشتر است. اما در مجموع چنین می توان نگاشت که فضای پرقطعات عموماً بیش از فضای خالی آنهاست.

در مورد شکل فضای پر و جهت استقرار ان در داخل قطعه ی تفکیکی لازم به ذکر است که شکل کلی بناها – یعنی فضای پرقطعات – عموماً به شکل مستطیل و یا ترکیبی از دو مستطیل است.

در مورد جایگاه استقرار بنا در داخل قطعه نیز چنین می توان گفت که در واحدهایی که کل قطعه ی زمین زیر ساخت رفته است بحث در این مورد منتفی است. اما در واحدهایی که دارای فضای پر و خالی هستند، فضای پرعموماً در بخش شمال قطعه استقرار یافته است. به جز نورگیری مناسب، دلیل دیگر این امر جهت شیب است که از شمال به سمت جنوب است.

نکته ی دیگر در عرصه و اعیان و فضای پر و خالی واحدهای مسکونی روستا این است که برخی از بناهای مسکونی در کنار باغ ها ساخته شده اند. در این واحدها هر چند که باغ تا حدی نقش و کارکرد حیاط را داراست، اما در بحث بدان ها به منزله ی عرصه و یا فضای خالی توجه نشده است. چنانچه مقرر گردید که این دسته از باغ ها به منزله ی فضای باز واحدهای مسکونی قلمداد او گردد، نوعی دیگر از واحدهای مسکونی با شکل دیگری از عرصه و اعیان و همچنین فضای پر و خالی در روستا وجود خواهد داشت. در این دسته از واحدهای مسکونی فضای اعیان، بخش نسبتاً کوچکی از عرصه خواهد بود و نسبت فضای پر به فضای خالی نیز به همین تناسب کاهش خواهد یافت. محل استقرار فضای پر در داخل قطعات نیز عموماً در بخش شمالی آن است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۵:۳۳
رضا عباسی


ایا میدانید روئین قطب چادر شب بافی و پایلوت صنایع دستی کشور است

آیا میدانید روئین قطب گردشگری ملی و استانی است

ایا میدانید روئین تولید کننده مرغوبترین میوه های باغی در کشور است

آیا میدانید روئین دارای نگینی همچون حرم مطهر امام زاده اسحق بن موسی الکاظم (ع) است

آیا میدانید شبکه روئین آینده دارای قابلیت وبلاگدهی است

آیا میدانید روئین مامن و مزار 47 شهید دوران دفاع مقدس است

پس سفر خود را با دیدار از مناظر بکر و طبیعت زیبای دهکده روئین خاطره انگیز کنید

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۵:۳۱
رضا عباسی


تاریخ تولدت مهم نیست ، تاریخ تبلورت مهم است...

 اهل کجا بودنت مهم نیست ، اهل و بجا بودنت مهم است....

منطقه زندگی ات مهم نیست ، منطق زندگی ات مهم است...

چقدر سواد داری مهم نیست ، چقدر ثبات داری مهم است ...

 چقدر مهم هستی مهم نیست ، چقدر مهمه ک هستی مهم است ...

 بالاخره اینکه ب درد چه کاری بخوری مهم نیست ، به درد چ کاری بخوری مهمه ....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۳ ، ۱۴:۵۵
رضا عباسی